الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
89
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
گذارى ، و افضل خاكها [ خاك ] تربت امام حسين عليه السّلام است ، و بينى را هشتم اعضاى سجود گردانى ، و آن را بر خاك گذارى ، و نظر را به جانب آن گمارى . مترجم گويد : « ببايد دانست كه ظاهر آنست كه سجود بر انف « 1 » كه صحيحهء حمّاد دلالت بر استحباب آن دارد غير از ارغام باشد كه در بعض روايات ديگر اشعار بر سنّت بودن آن در سجود هست ، چنانچه ظاهر عبارت كتاب نيز مصرّح به آنست ، چه ارغام عبارت از نهادن انف است بر رغام - به فتح راء - كه به معنى خاك است ، و سجود بر انف كه حديثى كه از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده است دلالت بر استحباب آن دارد چنانچه در ضمن ارغام متحقّق است ، در ضمن نهادن انف بر ديگر اشيائى كه سجود بر آن را جايز دانستهاند مثل چوب و بوريا و حصير و برگ درخت و امثال آن از چيزهائى كه مأكول و ملبوس « 2 » نيست عادة نيز متحقّق است ، و حديث مذكور اينست : لا تجزى صلاة لا يصيب الانف ما يصيب الجبين . يعنى « مجزى و صحيح نيست نمازى تا نرسد به انف آنچه به جبين رسيده است » . و بعضى گفتهاند كه : ارغام مذكور متحقّق مىشود به رسانيدن انف به خاك و اگر چه بر وجه اعتمادى كه در سجود معتبر است نبوده باشد ، پس بنا بر اين ميان ارغام و سجود بر انف نسبت عموم من وجه خواهد بود ، يعنى چنانچه صحيح است كه هر دو با هم در يك مادّه متحقّق باشند مثل آنكه وضع با اعتماد بر خاك واقع شود ، صحيح خواهد بود كه هر يك بدون ديگرى يافت شود ، چرا كه اگر وضع با اعتماد بر غير تراب واقع شود سجود بر انف متحقّق خواهد بود ، و ارغام نه ، و اگر وضع انف بر تراب بر وجه اعتماد نباشد ارغام بنا بر آنچه آن بعض گفتهاند متحقّق خواهد بود ، و سجود بر انف نى . و در كلام شيخ شهيد - عليه الرحمة - اشعار به آن هست كه سجود بر انف و ارغام يك چيز است و ميان ايشان تفرقه نيست ، و حال آنكه خود در بعضى مصنّفات
--> ( 1 ) بينى . ( 2 ) خوراكى و پوشاكى .