الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
85
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
پستتر نبوده باشد كه طبيعت آب اقتضاى حركت به آن جانب كند ، و گردن را كشيده دارى ، و چشمها را بر هم گذارى يا نظر بر ما بين قدمين افكنى . مترجم گويد : « ببايد دانست كه آنچه صحيحهء حمّاد بن عيسى الجهنى البصرى به آن ناطق است كه حضرت به حق ناطق امام جعفر صادق عليه السّلام در حين تعليم نماز در حال ركوع چشمهاى مبارك را بر هم گذاشتند منافات دارد با آنچه ميان علما مشهور است و در مصنّفات ايشان مذكور ، چه ايشان در مصنّفات خود ذكر كردهاند كه سنّت است كه در حال ركوع نظر مصلّى بر ما بين قدمين افتد ، به واسطهء روايت زراره كه در اين باب از امام عليه السّلام نقل كرده ، و شيخ - قدّس سره - در كتاب « نهاية الاحكام » به هر دو روايت عمل كرده و گفته است : مصلّى مخيّر است ميان اين دو عمل ، هر كدام را كه در حال ركوع به عمل آورد سنّت ازو بفعل آمده ، چنانچه در كتاب مذكور است ، نهايتش بر هم گذاشتن چشمها را كه صحيحهء حمّاد دالّ است بر آن در آن حالت افضل دانسته است از نظر افكندن بر ميان قدمين . و شيخ ابو القاسم « 1 » در كتاب « معتبر » عمل به حديث حمّاد كرده و نظر افكندن مذكور را سنّت ندانسته . و شيخ شهيد - عليه الرّحمة - در كتاب « ذكرى » جمع كرده است ميان هر دو روايت برين وجه كه چون حال ناظر بر ما بين قدمين در حالت ركوع نزديك و شبيه است به حال كسى كه چشمها را پوشانيده باشد در حديث حمّاد تعبير از آن حال به پوشيدن چشم شده و همان مراد است . و جمع روايتين برين وجه چنانچه مخفى نيست به قدر دور است « 2 » ، و احتمال تخيير مصلّى ميان بر هم گذاشتن چشم كه حديث حمّاد به آن ناطق است ، و ميان نظر افكندن بر ميان قدمين كه ميان علما اشتهار يافته است
--> ( 1 ) مراد مرحوم محقق حلى صاحب كتاب پرارج « شرايع » است . ( 2 ) در جمع بين اين دو روايت چنين نيز گفتهاند كه : در روايت حماد حكم بستن چشم در ركوع از قول امام ( ع ) نقل نشده بلكه حماد ركوع آن حضرت را چنين وصف كرده ، لذا ممكن است اشتباه از حماد باشد كه اين طور به نظرش آمده است .