الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
79
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
نمىبخشد ] . و بعد از تكبير پنجم بگوى : لبّيك و سعديك ، و الخير في يديك ، و الشّرّ ليس اليك ، و المهدىّ من هديت ، لا ملجأ منك الّا اليك ، سبحانك و حنانيك ، تباركت و تعاليت ، سبحانك ربّ البيت . [ گوش بفرمانم و در راه خدمتم ، و خوبى بدست توست ، و بدى به سوى تو راه ندارد ، و هدايت شده كسى است كه تو هدايتش نموده باشى ، گريز و پناهى از نزد تو نيست مگر به سوى خودت ، تو منزهى ، رحمتى بعد از رحمت از تو مىطلبم ، تو مقدس و بلندى ، تو منزهى اى صاحب خانهء كعبه ] . و بعد از تكبير هفتم بگوى - خواه آن تكبير احرام باشد و خواه نباشد ، يعنى خواه قصد تكبير احرام كرده باشى و خواه نكرده باشى - : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ، عالم الغيب و الشّهادة ، حَنِيفاً مسلما وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ . إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، لا شَرِيكَ لَهُ ، وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ ، وَ أَنَا من المسلمين « 1 » . [ روى خود را گرداندم به سوى آن كسى كه آسمانها و زمين را آفريده و داناى به پنهان و آشكار است ، در حالى كه از باطل به حق ميل كرده و مسلمانم ، و از مشركين نمىباشم . همانا نماز و عبادت و زندگانى و مرگم همه از آن پروردگار عالميان است كه شريكى براى او نيست ، و به همين فرمان داده شدهام و من از مسلمانان مىباشم ] . و دعاى مذكور در روايت ديگر بر اين دستور منقول است : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ على ملّة ابراهيم و دين محمّد و منهاج علىّ حَنِيفاً مُسْلِماً . به غير اضافهء عالم الغيب و الشّهادة . [ روى خود را گرداندم به سوى آن كسى كه آسمانها و زمين را آفريده است ، در حالى كه بر آئين ابراهيم و دين محمّد و راه و روش على بودهام و در حالى كه از باطل به حق ميل كرده و مسلمانم ] .
--> ( 1 ) در نسخههاى مترجم « أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ » آمده و ما دعا و ترجمهء آن را طبق نسخهء عربى متن آوردهايم .