الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

45

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

توضيح : [ تفسير مفردات دعا ] مناسب نمود بيان آنچه درين حديث محتاج به بيان است . و از آنچه اين حديث متضمّن آنست از امر حضرت امير عليه السّلام مر فرزند خود محمّد حنفيّه را به آوردن آب از براى وضو و آوردن او آب را براى وضوى حضرت كه اين حديث اشعار به آن دارد مستفاد مىشود كه امر به احضار آب وضو از جملهء استعانتى كه فقها در وضو مكروه دانسته‌اند نيست ، بنا بر مصون بودن معصوم از اقدام به فعل مكروه چه اگر اين فعل از جملهء استعانت مكروهه مىبود چون توانست بود كه از آن خلاصهء اصحاب عصمت و زبدهء ارباب هدايت به عمل آيد ؟ زيرا كه علوّ شأن و سموّ مكان صاحب عصمت برتر از آنست كه به اين فعل شنيع گرايد ، و عمل مكروه خصوصا در طاعت حضرت عزّت از ايشان به صدور آيد . و از اينجاست كه بعضى حكم كرده‌اند كه فعل مذكور در وضو مكروه نيست . و حمل فعل حضرت بر اين كه غرض ايشان بيان جواز استعانت در وضو باشد و تنبيه بر عدم حرمت آن ، اگر چه ممكن است امّا به قدر دور است . مترجم گويد : « ببايد دانست كه استعانتى كه فقها در وضو مكروه دانسته‌اند بخصوص آنست كه ديگرى آب در دست اين كس ريزد و اين كس به آن وضو كند ، اما اگر آب وضو را بر رو يا بر دست اين كس ريزد بىضرورت آن صحيح نيست . و بعضى استعانت را تعميم داده‌اند و حاضر ساختن آب را به واسطهء وضو ، و گرم كردن آب را گاهى كه احتياج به آن باشد و آنچه مثل اين باشد داخل استعانت دانسته‌اند و مكروه مىدانند . و كراهت استعانت در وضو به معنى خاص يا به معنى عام ميان علما مشهور است ، و دليل ايشان حديثى است كه راوى از ثامن ائمّهء هدى امام رضا - عليه التّحيّة و الثّناء - نقل كرده است و گفته كه : روزى بر آن حضرت داخل شدم ، ديدم كه نزديك آن حضرت ابريقى گذاشته شده بود كه از آن وضو كنند ، من نزديك رفتم كه ابريق را برداشته آب بر دست آن حضرت بريزم تا به آن وضو كنند ، آن حضرت عليه السّلام در مقام