الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
4
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
كه ثواب آن به ايّام خجسته فرجام پادشاه جم جاه ، ملايك سپاه ، دارا رأى ، خورشيد مقام ، خسرو كيخسرورزم ، مرّيخانتقام ، خاقانشكوه ، فريدونفر ، كسرى حشمت ، سكندر ظفر ، ممهّد قوانين عظمت و بختيارى ، مؤسّس قواعد ابّهت و كامكارى ، تازه گل حديقهء مملكت ، قطب دايرهء سلطنت ؛ شهنشاه جم قدر خورشيدراى * ز سر تا به پا محض لطف خداى نديده به صد ديده دور سپهر * نظيرش در آئينهء ماه و مهر سلطان صاحبقران ، ذو الاقتدار ، مظهر آثار يَخْلُقُ اللَّه ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ، مطلع انوار إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ ، مجمع محافل و فضّل بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ ، مشمول عواطف إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ ، مخصوص لطايف خطاب طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ ، معدلت آيينى كه در تمهيد بساط نصفت و رعيّت پرورى ، و تشييد اساس معدلت گسترى ، كار به جايى رسانيده ؛ كه از عدل او خلق را در جهان * فراموش شد عدل نوشيروان كف كريمش رزق برايا را كفيل ، و لطف عميمش قضاى مهامّ عامّه را وكيل ؛ عقد مرواريد باشد قطرهء باران اگر * از كف دريا نوالش بخشش آموزد سحاب السّلطان العادل الباذل العارف الغازى في سبيل اللَّه ، محبّ به اخلاص اهل بيت رسول اللَّه ، شاه گيتى پناه عبد اللَّه ، هميشه تا كه بود سير ماه و گردش چرخ * مدام تا كه بود اتّصال ليل و نهار به دهر مدت عمر تو باد چندانى * كه حصر او نتوان كرد تا به روز شمار عايد گردد . رجاء واثق ، و وثوق صادق كه اين صفحات بىسامان منظور نظر كيميا اثر آن حضرت گشته ، خطاياى قلم به رقم اشفاق اصلاح يابد ، و پرتو انوار عواطف از مطلع اعزاز برو جنات احوال مترجم تابد .