الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
مقدمه 101
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
و اگر در مبانى عقلى و طبيعى و روانشناسى درست تأمّل شود يعنى به سر اين قضيّهء بتّيّه كه علم و عمل دو گوهر انسان سازند و اغذيه و اوقات و امكنه حتّى احوال و امزجهء والدين در حين انعقاد نطفه و بعد از آن دخلى بسزا در نحوهء تكوّن ولد و اخلاق و اوصاف ديگر ظاهرى و باطنى وى دارند به خوبى آگاهى حاصل گردد ، معلوم شود كه انسان ساخته از چه عواملى است . بلكه مشاهده مىگردد كه عوارض درونى انسانى بر اثر روى آوردن احوال گوناگونش خواه مادى و خواه معنوى در تغيير رنگ رخسار و دگرگونى مراج و افكار و همهء آثارش اهميّت بسزا دارند و عواملى بسيار قوىاند . و انسان در حقيقت معجون افعال و احوال و نيّات و سعى خود است و به عبارت ديگر انسان اعمال خود است و جزاء نفس اعمال است إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ( هود : 46 ) . گناه و ثواب را ، دعا و ذكر و حضور و مراقبت را نيز تكوينا در ذات انسان بلكه در بيرون از ذاتش آثار عجيب و غريبى است چنان كه انسانى كه فكرش را به دوام منصرف به قدس جبروت كرده است شروق نور حق در سرّش صفا و جلائى و نور و ضيائى پديد مىآورد زيرا كه خو پذير است نفس انسانى و آنكه مصاحب با ملكوتيان است به خوى آنها درمىآيد و كسى كه به صفات آنها متّصف شده است سعادتمند است و سعادت انسان همين است ، و به قول شريف فارابى در « مدينهء فاضله » : « السّعادة و هى أن تصير نفس الانسان من الكمال في الوجود الى حيث لا تحتاج في قوامها الى مادّة ، و ذلك أن تصير في جملة الاشياء البريئة عن الاجسام في جملة الجواهر المفارقة للموادّ و أن تبقى على تلك الحال دائما أبدا الّا أنّ رتبتها تكون دون رتبة العقل الفعّال . و انّما تبلغ ذلك بأفعال ما اراديّة ، بعضها أفعال فكريّة و بعضها أفعال بدنيّة » - الخ ( ص 66 ط مصر ) . و آن كس كه به صفات ملكوتيان درآمده است صاحب عزم و همّت و اراده مىگردد همّتى كه به قول شيخ اجلّ ابن سينا در فصل دوم مقالهء چهارم كتاب نفس « شفاء » كه از مهمترين فصول آنست : « و قد