الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
مقدمه 102
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
يتّفق في بعض النّاس أن تخلق فيه القوّة المتخيّلة شديدة جدّا غالبة حتّى انّها لا تستولى عليها الحواسّ و لا تعصيها المصورة ، و تكون النّفس أيضا قويّة لا يبطل التفاتها الى العقل و ما قبل العقل انصبابها الى الحواسّ . فهؤلاء يكون لهم في اليقظة ما يكون لغيرهم في المنام ( ص 366 ج 1 ط 1 ) . بلكه به قول شيخ عارف صاحب « فصوص الحكم » در فص اسحاقى آن گويد : « بالوهم يخلق كلّ انسان في قوّة خياله ما لا وجود له الّا فيها ، و هذا هو الامر العام ، و العارف يخلق بهمّته ما يكون له وجود من خارج محلّ الهمّة و لكن لا تزال الهمّة تحفظه » - الخ . يعنى : « هر انسانى اعم از عارف به حقائق و صور از خواص ، و غير او از عوام قادر است كه فقط در قوهء خيال خود خلق كند نه در خارج آن ، ولى عارف كامل متصرف در وجود با همّت خود در خارج محل همّت خلق مىكند و همواره همّت حافظ آن مخلوق اوست » . پس سرّ استجابت دعا را كه به اذن اللَّه تكوينى در نفوس انسانى تحقّق مىيابد از اينجا درياب كه بر دعا و ذكر و ثواب و گناه تكوينا آثارى مترتّب است ، و اين امر مخالف با سنّت جاريهء الهى نيست هر چند در فهم نسبت ميان گناه مثلا با آثار سوء آن در بسيارى از موارد عاجزيم . و چون به روايات رجوع مىكنيم مىبينيم كه سفراى الهى مىفرمايند حيوانات گوناگون صور ملكات انسانند و انسان منحرف مطابق ملكات زشتى كه اكتساب كرده است در قيامت ، با صورى كه از آن ملكات مىباشند محشور مىگردد و به صورتهاى آن حيوانات درمىآيد ، چنان كه انسان در صراط مستقيم نيز از ملكات حسنهاى كه كسب كرده است ، صور ارواح طيّبه و ملائكهء عالين و مهيمين و سيماهاى شيرين دلنشين در صقع ذات او متحقّق مىگردند و با آنها محشور خواهد بود ، لذا بدن اخروى به مكسوب و مكتسب تقسيم مىگردد كه لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ . و اين ابدان را از انسان با خود از اين نشأه مىبرد يعنى بذر و ريشهء آنها در اينجا تحصيل شده است - فافهم .