ضامن بن شدقم الحسيني المدني (مترجم: شانه چى)
34
وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى)
عبد الرحمن بن ملجم قاتل على » ! « 1 » نامههاى طلحه و زبير و عايشه پس از آن كه فتنه پا گرفت و پيمان شكنان نفاق و مخالفت خود را با حكومت نوپاى امير المؤمنين عليه السّلام آشكار كردند تلاش كردند تا كسانى را كه تأثيرى در صحنه سياسى جامعه داشتند به خود نزديك كنند و نامههايى به آنان نوشته و از آنها خواستند كه موضعى مشابه خودشان اتخاذ كنند و بيعت امام على عليه السّلام را بشكنند و علم خونخواهى عثمان بردارند و مردم را تحريك كنند تا به قافله آشوبگران بپيوندند . اما جوابهاى آنان همانند مشتى به دهان اين پيمان شكنان بود اصحاب فتنه انتظار داشتند از نامههايشان نتيجهاى هر چند اندك حاصل شود ولى جواب نامهها ، كه با درشتى و تندى همراه بود آرزوهايشان را بر باد داد . همچنين كسانى كه بر كار نسنجيده آنها عيب مىگرفتند و آنها را از فرو رفتن در فتنه و تلاش براى اختلاف انداختن ميان مسلمانان و ريختن خون آنها بر حذر مىداشتند ، نامههايى به آنها به همين مضامين نوشتند . [ نامه ام سلمه به عايشه ] از آن جمله ام سلمه بود كه وقتى عايشه تصميم گرفت به سوى بصره حركت كند نامهاى به شرح زير براى او نوشت : « از امّ سلمه همسر پيامبر به عايشه ام المؤمنين : سلام بر تو ، خدايى را كه جز او خدايى نيست مىستايم . اما بعد ، تو رابط ميان رسول خدا و امتش هستى و حجاب تو براى حفظ حرمت او زده شده است . قرآن دنباله لباس تو را جمع كرده پس آن را پهن مكن و بچه شترهايت را سكنى داده پس آنها را روانه صحرا نكن ، خداوند پشت سر اين امت است . اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىدانست جهاد به عهده زنان نهاده شده به تو سفارش مىكرد ، اما تو سركشى
--> ( 1 ) الشافى ، 4 ، 306 و بحار الانوار ، 32 ، 341 و مصنفات شيخ مفيد ، 1 ، 160 .