ضامن بن شدقم الحسيني المدني (مترجم: شانه چى)

35

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى)

كردى ، تكبر ورزيدى ! و بلكه پيامبر تو را از راه افتادن در شهرها نهى كرد . ستون دين اگر كج شود به وسيله زنان راست نمىگردد و اگر شكافى در آن پديد آيد به دست آنها ترميم نمىشود نهايت تلاش و كوشش [ خواسته شده از ] زنان بستن چشمها از گناه و كوتاه كردن صدايشان و حفظ حيا و عفت و جمع كردن دنباله‌هاى لباسشان و با حجب و شرم راه رفتن است . اگر در يكى از اين بيابانها رسول خدا با تو برخورد كند در حالى كه شترت را به سرعت از يك آبشخور به آبشخور ديگر مىرانى ، به او چه خواهى گفت تو پرده حرمت او را به كنارى زدى و دو سفارش او را ترك كردى . اعمال تو در محضر خداست و به سوى رسولش باز خواهى گشت به خدا قسم من اگر به اين راه تو بروم و سپس به من گفته شود : « ام سلمه ! داخل بهشت شو » باز حيا مىكنم با محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم ملاقات كنم در حالى كه حجابى را كه او براى من زده است هتك كرده باشم . خانه‌ات را پناهگاه خود « 1 » و پهنه شرم و حيا را قبرت قرار ده تا او را به همين حال ديدار كنى كه اگر به آن پاى بند باشى بيش از همه حال مطيع خداوندى و مادامى كه در آن ثابت قدم هستى بيش از همه وقت ياور دين هستى . و اگر سخنى از رسول خدا را كه مىدانى ، به تو يادآور شوم همچون نيش زدن مارى سياه و سفيد گزيده خواهى شد . و السّلام » . « 2 »

--> ( 1 ) ام سلمه از او مىخواست كه به آيه شريفه وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ عمل كند . در تفسير روح المعانى آلوسى از بزاز از انس روايت شده : « بعد از نزول اين آيه زنان نزد رسول خدا آمدند و گفتند : مردان فضل و جهاد را با خود بردند آيا براى ما هم عملى هست كه با انجام آن فضيلت مجاهدان را دريابيم ؟ پيامبر فرمود : هر كدام از شما كه در خانه‌اش بماند عمل مجاهدان را درك كرده است . سيوطى مىگويد : سوده دختر زمعه همسر پيامبر بعد از نزول اين آيه به حج نرفت وقتى علت اين كار را از او پرسيدند گفت : من حج و عمره به جا آورده‌ام و خداى تعالى امر كرده است كه اينك در خانه‌ام بمانم تا جنازه‌ام خارج شود . و مسروق روايت كرده : عايشه هر گاه آيه وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ را مىخواند آن قدر مىگريست كه روسرى او خيس مىشد . نك : روح المعانى ، 22 ، 6 و الدر المنثور ، 5 ، 196 . ( 2 ) عقد الفريد ، 2 ، 277 و الامامه و السياسه ، 1 ، 45 و تاريخ يعقوبى ، 2 ، 180 و بلاغات النساء 15 و احتجاج ، 1 ، 244 و مصنفات شيخ مفيد ، 1 ، 236 شيخ و ديگر مورخان گفته‌اند كه ام سلمه نزد عايشه رفت و با او سخن گفت .