الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

83

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

نهادى مرا بر بسيارى از آنان كه آفريده‌اى ، فضيلتى در خور » با خود گفتم هر آينه از او سؤال مىكنم . پس به او نزديك شدم و سلام كردم . سلام مرا جواب داد . گفتم : خدايت رحمت كناد ! سؤالى از تو دارم . آيا خبر به من مىدهى ؟ گفت : اگر بدانم خبرت مىدهم ، گفتم : بر كدام فضيلت از فضل نعمتهاى الهى سپاس مىگزارى ؟ گفت : آيا نمىدانى كه چه احسان به من كرده است ؟ گفتم : بگوى تا بدانم . گفت : به خداى قسم كه اگر خداى تعالى آتش بر من فرو ريزد و مرا بسوزاند و كوهها را بفرمايد كه دمار از نهادم بر آورند و درياها را امر كند كه مرا غرق نمايند و زمين را فرمان دهد كه مرا به خود فرو برد ، جز مهر خود را بر او نمىافزايم و او را جز شكر نمىگزارم . پس گفت : مرا هم به سوى تو حاجتى است ، آيا وامىنمايى ؟ گفتم : منت مىپذيريم . آنچه اراده كرده‌اى بگوى . گفت : مرا پسرى است كه هنگام نماز ، تعاهد مرا مىكند و مددكارى مىنمايد و در وقت افطار ، طعام به من مىرساند ، از ديروز او را نيافته‌ام و نمىدانم به كدام عائق « 1 » به سر وقت من نيامده است . درست ببين شايد او را بيابى و به من رسانى . با خود گفتم در قضاى حاجت او تقرب به سوى حق است . برخاستم و به طلب پسر بر آمدم تا در ميان تلهاى ريگ سبعى را ديدم كه پسر را دريده و گوشت و احشاى او را خورده است . گفتم « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » چگونه به اين بندهء صالح خبر مرگ فرزند او را رسانم ؟ برگشتم و سلام كردم و جواب گفت . گفتم خدايت بيامرزد اگر چيزى سؤال كنم مرا خبر خواهى داد ؟ گفت : اگر در نزد من علمى باشد دريغ نمىدارم . گفتم : آيا تو در نزد خداى گرامىترى يا ايوب نبى ؟ گفت : ايوب نبى البته گرامىتر است و منزلتش افزونتر از من است . گفتم : خداى تعالى او را مبتلا فرمود و او صبر كرد ، با هر كس با او مأنوس بود از او وحشت گرفت و دورى نمود و مردم راه سپار از او كنار [ ه ] مىگرفتند . بدان كه فرزند تو را طلب كردم و شيرى او را دريده است و طعمهء خود كرده است . خداوند اجر تو را بزرگ كناد . گفت : « الحمد لله الذى لم يجعل في قلبى حسرة من الدنيا » « حمد خداى را كه قرار نداد در دل من حسرتى از دنيا را » پس از آن نعره زد و بر روى خود افتاد . اندكى نشستم و او را حركت دادم ، ديدم روح از بدنش مفارقت كرده است . گفتم : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ آيا در امر تجهيز و دفن او چه

--> ( 1 ) آنچه سر راه كسى يا چيزى واقع شود .