الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
39
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
وفات يافت و سخت بر او اندوهناك شد و در خانهء خود عبادتگاهى گرفت و به مراسم عبادت پرداخت . به عرض مقدّس حضرت نبوى - صلى الله عليه و آله و سلم - رسانيدند . چون آن حضرت عثمان را ملاقات نمود ، فرمود : « يا عثمان ان الله تعالى لم يكتب علينا الرهبانية انما رهبانية امتى الجهاد في سبيل الله . يا عثمان بن مظعون ان للجنة ثمانية ابواب و للنار سبعة ابواب . أ فلا يسرك ان لا تأتى بابا منها الا وجدت ابنك بجنبه آخذا بحجزتك ليشفع لك الى ربه عز و جل . قال فقيل يا رسول الله و لنا في افراطنا ما لعثمان قال : نعم لمن صبر [ منكم ] و احتسب . » « 1 » : « اى عثمان ! به درستى كه خداى تعالى رهبانيت را بر ما واجب نفرموده است و رهبانيت اين امت ، جهاد در راه خداى است . اى عثمان بن مظعون ! به درستى كه بهشت را هشت در است و آتش دوزخ را هفت در است . آيا شادمان نمىگرداند تو را كه وارد نشوى به هيچ يك از آن درها جز اين كه در آن هنگام فرزندت را پهلوى خود بيابى كه كمرت را گرفته و شفاعت براى تو مىكند در حضرت پروردگارت سبحانه و تعالى ؟ انس گفته است كه به آن حضرت عرض شد كه اى پيغمبر خداى ! آيا براى فرزندان ما كه پيشى گرفتهاند نيز اين مقام و اقدام هست ؟ فرمود : براى همهء كسانى كه صبر كنند و اجر خواهند . » « حجزه » ( به ضم حاء مهمله و زاء منقوطه ) موضوع بستن زير جامه است و گفته شده است كه براى زير جامه حجزه است . و از قرة بن اياس است كه مردى از انصار خدمت حضرت رسول خداى صلى الله عليه و آله و سلم - آمد و شد مىنمود و پسرى همراه داشت روزى به او فرمود : « يا فلان اتحبه ؟ قال نعم يا رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - احبه كحبّك ففقده النبى صلى الله عليه و آله و سلم - فسأل عنه فقالوا يا رسول الله مات ابنه فلما رآه قال - صلى الله عليه و آله - اما ترضى ان لا تأتى يوم القيامة بابا من ابواب الجنة الا جاء يسعى حتّى يفتحه لك فقال رجل يا رسول الله - صلى الله عليه - أ له وحده ام لكلّنا قال بل لكلّكم . » « 2 » : « اى فلان آيا دوستش مىدارى ؟ گفت : اى پيغمبر خداى دوستش مىدارم چنان كه تو را دوست مىدارم . روزى آن حضرت او را در حلقهء اصحاب نيافت و جوياى او شد . گفتند : يا
--> ( 1 ) امالى صدوق : 63 ؛ التعازى : 16 ؛ روضة الواعظين : 422 . با تفاوت اندكى . ( 2 ) التعازى : 14 ؛ مسند احمد بن حنبل ، 3 : 436 ؛ 5 : 35 ؛ سنن النسائى ، 4 : 23 ؛ مستدرك حاكم نيشابورى 1 : 384 ؛ الدر المنثور 1 : 158 ؛ الترغيب و الترهيب ، ج 3 ، ص 79 / 16 .