الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

132

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

آگاهش كردند كه شوهرش مصعب بن عمير نيز شهيد شده است . صيحه زد و آه سرد از دل بر آورد . آن حضرت فرمود : « ان لزوج المرأة منها لمكان » لما رأى صبرها عن أخيها و خالها و صياحها على زوجها . « 1 » ثم مرّ رسول الله صلى الله عليه و آله على دار من دور الانصار من بنى عبد الاشهل فسمع البكاء و النوائح على قتلاهم فذرفت عيناه و بكى ثم قال لكن حمزة لا بواكى له فلما رجع سعد بن معاذ و اسيد بن حضير « 2 » الى دار بنى عبد الاشهل امرا نسائهم ان يذهبن و يبكين على عمّ رسول الله صلى الله عليه و آله فلما سمع رسول الله بكائهن على حمزة خرج اليهن و هنّ على باب مسجده يبكين ، فقال لهن رسول الله صلى الله عليه و آله « ارجعن يرحمكن الله قد واسيتنّ بانفسكن . » : « شوهر زن براى او هر آينه در مكانت و قدرى است كه ديگرى آن مقام را ندارد و اين فرمايش را هنگامى فرمود كه صبر حمنه را بر برادر و خالش مشاهده نموده و بيتابى او را بر شوهرش مشهود داشت . پس از آن به خانه‌اى از خانه‌هاى انصار عبور داد و صداى گريهء زنان و نوحه گران را بر كشتگانشان استماع نمود . گريان شد و اشك از ديدگان مبارك فرو ريخت و فرمود : لكن حمزه گريه‌كنندگان ندارد . چون سعد بن معاذ و اسيد بن حضير به خانه بنى عبد الاشهل باز آمدند ، به زنان خود دستورى دادند كه بروند و بر عم پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - گريان شوند . چون آن حضرت آواز گريهء آنها را شنيد و دانست كه بر حمزه مىگريند ، به سوى آنها كه بر در مسجد آن حضرت مىگريستند ، رفت و آنها را فرمود : باز گرديد ، خداوند عز و جل شما را رحمت كناد . به تحقيق با خودتان مواسات نموديد . » و شيخ در تهذيب روايت كرده است به اسناد خود به حضرت صادق - عليه السلام : « ان ابراهيم خليل الرحمن سأل ربه ان يرزقه ابنة تبكى عليه بعد الموت . » : « حضرت ابراهيم ، خليل خداى ، از پروردگار خود درخواست نمود كه دخترى به او روزى فرمايد تا بعد از رحلتش بر او بگريد . » « 3 » از ابن مسعود است كه گفت : پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - فرمود : « ليس منّا من

--> ( 1 ) السيرة النبوية - ابن هشام 3 ، 104 . ( 2 ) اسيد بن حضير از صحابهء پيامبر بود كه بر دست مصعب بن عمير اسلام آورد . در سال 20 ه در گذشت و در بقيع مدفون گرديد . ( 3 ) التهذيب 1 : 465 .