الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

129

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

و روايت شده است كه يكى از دختران آن حضرت ، خدمتش پيغام كرد كه دختر من بيمار است ؛ فرمود : « ان لله ما اخذ ، و لله ما اعطى » و جاءها في اناس من اصحابه ، فاخرجت اليه الصبيّة و نفسها يتقعقع في صدرها ، فرقّ عليها و ذرفت عيناه فنظر اليه اصحابه فقال « ما لكم تنظرون الى رحمة يضعها الله حيث يشاء انما يرحم الله من عباده الرحماء . » « 1 » : « به درستى كه خداى راست آنچه را ستاند و آنچه را دهد و همراه اصحاب ، به خانهء دختر خويش تشريف برد . بيمار را به حضرتش آوردند و نفس او را در سينه‌اش اضطراب بود ، آن حضرت بر او گريست و اشك از ديدگان مباركش فرو ريخت . اصحاب به سوى آن حضرت نگران شدند ، فرمود : چيست شما را كه به من نگران شده‌ايد ؟ اين گريه علامت رحمتى است كه خداى تعالى هر كجا مىخواهد مىبرد . به درستى كه خداى تعالى رحم مىفرمايد از بندگان خود آن را كه صاحب رحم و نرمى دل باشد . » و اسامة بن زيد است كه گفت : امامه بنت زينب را خدمت آن حضرت آوردند و نفس در سينه‌اش مىتپيد . آن حضرت فرمود : « لله ما أخذ ، و لله ما اعطى و كلّ الى اجل مسمّى » و بكى فقال له سعد بن عباده : تبكى و قد نهيت عن البكاء ؟ ! فقال رسول الله صلى الله عليه و آله انما هى رحمة يجعلها الله في قلوب عباده ، و انما يرحم الله من عباده الرحماء . » : « 2 » : « خداى راست آنچه ستاند و آنچه بخشد و هر كسى را مدتى است معين [ سپس ] بگريست . سعد بن عباده به حضرتش عرض كرد : آيا گريان مىشوى و خود نهى از گريه مىفرمودى ؟ پيغمبر خداى فرمود : به درستى كه گريه رحمتى است كه خداى تعالى در دلهاى بندگانش قرار مىدهد و خداى رحم مىفرمايد از بندگان خود صاحبان رحم را . » و چون جعفر بن ابى طالب - رضى الله عنه - به درجهء شهادت فايز گرديد ، پيغمبر خداى به خانهء اسماء تشريف ورود ارزانى نمود و به او فرمود : « اخرجى الىّ ولد جعفر . » فخرجوا فضمهم اليه و شمّهم و دمعت عيناه فقالت يا رسول الله اصيب جعفر ؟ قال : « نعم

--> ( 1 ) صحيح بخارى 2 : 100 و 7 : 151 و 8 : 166 و 9 : 141 و 164 ؛ صحيح مسلم 2 : 635 / التعازى : 10 ؛ سنن ابن ماجه 1 : 506 ؛ سنن ابى داود 3 : 193 ؛ سنن نسائى 4 : 22 . ( 2 ) مسند احمد 5 : 204 و 207 .