الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

109

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

شابا احبّ الشيبوبة و ان امرضنى احبّ المرض و ان شفانى احبّ الشفاء و الصحة و ان اماتنى احبّ الموت و ان ابقانى احبّ البقاء . » : « اما من اى جابر ! اگر خداى عز و جل ، مرا پير قرار دهد ، پيرى را دوست مىدارم و اگر جوان قرار دهد ، جوانى را مىخواهم و اگر مرا مريض گرداند ، دوستدار مرضم و اگر شفا و صحت بخشد ، شفا و صحت را مىپسندم و اگر مرا بميراند ، مرگ را بر خود روا مىدارم و اگر بقا ارزانى دارد ، بقا را حق خود مىشمارم . » چون جابر اين سخن از آن حضرت استماع نمود ، روى مبارك آن حضرت را بوسه داد و گفت : راست فرمود پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - پس به درستى كه حضرت به من فرمود : « ستدرك لى ولدا اسمه اسمى يبقر العلم بقرا كما يبقر الثّور الارض . » : « زود باشد كه دريابى فرزندى از فرزندان مرا كه نام او نام من باشد و بشكافد علم را چنان كه گاو زمين را بشكافد . » پس از اين نامبردار شده است به باقر علم اولين و آخرين يعنى شكافنده‌اش . مترجم گويد كه از لذت فرمايش حضرت محمد بن على الباقر - صلوات الله و سلامه عليه - به جناب جابر - رضى الله عنه - اين بنده را خواطر شكفت و اين شعر از طبعم تراوش نمود : اين سخن در گوش هوشم دوش آمد از سروش * گر خدا را دوست دارى در رضاى او بكوش و كلينى به اسناد خود از حضرت ابى عبد الله - سلام الله عليه - روايت كرده است كه فرمود : « رأس طاعة الله الصبر و الرضا عن الله فيما احبّ العبد او كره و لا يرضى عبد عن الله فيما احبّ و كره الّا كان خيرا له فيما احبّ او كره » « 1 » « سر بندگى حضرت حق متعال ، صبر و رضاى از اوست در آنچه بنده دوست دارد يا ناگوار شمارد و بنده راضى نمىشود از خداى در آنچه خواهد يا نخواهد جز آنكه براى او خير است در آنچه خواست يا نخواست . » و به اسناد اوست از آن حضرت كه فرمود : « اعلم الناس بالله تعالى ارضاهم بقضاء الله

--> ( 1 ) الكافى 2 : 49 .