الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)

70

مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)

كرد : جريان صابره بنى اسرائيل چه بوده است ؟ حضرت فرمود : در بنى اسرائيل زنى بود داراى شوهر و دو فرزند . شوهر به زن گفت : غذائى تهيه كن كه مهمان داريم . بعد از آنكه طبخ طعام نمود . و مهمانان حاضر شدند ، دو بچه مشغول بازى بودند ، هر دو در چاهى كه در خانه بود ، افتادند . زن براى اينكه مهمانان و شوهرش ناراحت نشوند ، جنازهء دو بچه را در پارچه‌اى پيچيد و در اطاقى گذاشت . بعد از صرف غذا و رفتن مهمانان ، مرد داخل خانه شد ، و احوال فرزندان را پرسيد ، زن كه بوى خوش استعمال نموده بود ، خود را در آغوش شوهر انداخت و مرد با او همخوابه شد . سپس فرزندان را صدا زد . هر دو سالم داخل اطاق شدند . زن قسم خورد كه هر دو مرده بودند ، ولى خداى تعالى بواسطه صبر كردن ، ايشان را زنده نمود . 2 - تقديم زنى دو گيسوى خود را در عوض جهاد ابى قدامه شامى گويد : من در بعضى از غزوات اسلام فرمانده لشكر بودم ، مردم را دعوت به جهاد مىكردم ، و فضيلت شهادت در راه خدا و مقام شهيدان براى مردم مىگفتم . وارد شهرى شدم . جماعت انبوهى جمع شدند . من شروع كردم ، به تبليغ و تشويق و ترغيب مردم به جهاد و شهادت . بعد از فراغ و متفرق شدن مردم ، بر اسب خود سوار شدم ، و بسوى خانه و منزل خود حركت كردم . يكوقت متوجه شدم زن زيبايى مرا صدا زد : اى ابا قدامه ! توجه نكردم . ديدم دوباره گفت : آيا صالحين و نيكوكاران اين طور عمل مىكند ؟ ايستادم . آن زن آمد ، نامه‌اى با دستمال بسته‌اى به من داد . با چشم گريان رفت . نامه را گشودم . ديدم در او نوشته است : تو ما را تشويق و ترغيب به جهاد كردى ، و ثواب شهيد را ذكر كردى ، و من قدرت جهاد را ندارم . لذا زيباترين زينت خود كه دو گيسويم بود ، آنها را بريدم و تقديم تو كردم كه بر گردن اسب خود بندى ، شايد خداوند موى مرا بر گردن اسب تو ببيند كه در راهش جهاد مىكنى ، و مرا ببخشد . اين جريان گذشت . فرداى آن روز كه جنگ شروع شد ، جوانى را ديدم كه در خط مقدّم بىمحابا مىجنگد . جلو رفتم ، گفتم : اى نوجوان تو پياده مىجنگى ، مىترسم سوران ترا پايمال كنند ، برگرد . متوجه من شد . گفت : آيا مرا امر ميكنى به برگشتن ؟ در حالى كه خداى تعالى مىگويد : إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ . « 1 » يعنى : اى كسانى كه در ميدان جنگ ، با دشمن اسلام مبارزه مىكنيد ، پشت به جنگ نكنيد .

--> ( 1 ) سوره انفال ، آيه 15 .