الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)
71
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)
من مركبى زيادى همراه داشتم ، او را سوار كردم . سپس توجه من شد ، و گفت : اى ابا قدامه سه تير به من قرض بده . گفتم : حالا موقع قرض نيست . اصرار نمود . گفتم : به اين شرط به تو تير مىدهم كه اگر موفق به فيض شهادت بشوى ، مرا شفاعت نمائى . قبول كرد . سه تير به او دادم . يكى را در كمان گذاشت ، و بوسيلهء آن يك نفر رومى را كشت ، و به وسيله تير دوم ، و سوم دو نفر از روميان را كشت . سپس گفت : اى ابا قدامه ، سلام من بر تو باد ، خدا حافظ . تيرى آمد و ميان دو چشم او خورد . سر خود را ، به قربوس زين نهاد . من جلو رفتم گفتم : فراموش نكنى ، يعنى شفاعت را . گفت : بسيار خوب ، ولى من به تو كارى دارم . وقتى به شهر برگشتى ، خرجين مرا به مادرم بده ، و سلام مرا به او برسان ، و او همان زن است كه موهاى خود را به تو داد ، تا بر گردن اسبت ببندى . سال گذشته پدرم از دست رفته ، و در همين سال به مصيبت من مبتلا مىشود . ابو قدامه گويد : جنازه آن جوان را دفن كردم . وقتى خواستم برگردم ديدم قبر جنازه را بيرون انداخت . بعضى گفتند اين جوان مغرورى بود . شايد بدون اجازه مادرش آمده است . گفتم : زمين بدتر از او را پذيرفته است برخاستم دو ركعت نماز بجاى آوردم آوازى شنيدم ، كه اى ابا قدامه ، دوست خدا را به حال خود بگذار . طولى نكشيد پرندگانى آمدند و بدان او را خوردند . من به مدينه برگشتم ، خانه او را پيدا كردم ، در را كوبيدم ، خواهر جوان او بيرون آمد ، و رفت به مادرش گفت : اينك ابو قدامه آمده است و برادرم همراهش نيست . در سال گذشته به مرگ پدر دچار شدم و اكنون به مرگ برادرم . مادرش بيرون آمد . متوجه من شد ، گفت : آيا به تبريك آمدهاى يا تعزيت ؟ گفتم : اين چه معنى دارد ؟ گفت : اگر پسرم مرده است مرا تسليت بگوئيد ، و اگر شهيد شده است ، مرا تبريك بگوئيد . گفتم : تبريك مىگويم چون پسرت شهيد شده است گفت : علامتى دارد ؟ گفتم آرى زمين جنازه او را نپذيرفت و پرندگان او را خوردند ، و استخوانهاى او را دفن كردم . زن گفت : الحمد للَّه ، سپس خرجين آن جوان را به مادرش دادم . مادرش آن را گرفت ، و از ميان آن ، جامعهاى از مو و غلى از آهن بيرون آورد و گفت : پسرم شب مىشد ، اين لباس را مىپوشيد و اين غل را به گردن مىانداخت و مناجات مىكرد ، و مىگفت : الهى احشرنى من حواصل الطّيور . يعنى : پروردگارا ، مرا از چينهدان پرندگان محشور گردان . خداوند دعاى او را اجابت كرده است . 3 - زنى كه فرزندش را از دست داده بود ابان بن تغلب كه از اصحاب امام صادق ( عليه السلام ) بود ، گويد : وارد شدم بر زنى در حالى