الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)
64
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)
3 - معاذ بن جبل در موت فرزندش عبد الرحمن بن تميم گويد : وارد شديم بر معاذ بن جبل ، كه از اصحاب پيامبر بود ، در حالى كه بالاى سر يكى از فرزندانش نشسته ، و فرزند مشغول جان دادن بود ما نتوانستيم خوددارى كنيم . اشك ما جارى شد . و بعضى از ما ، آوازش به گريه بلند شد . معاذ به ما اعتراض داد و به آنكه گريه مىكرد گفت : ساكت باش ، به خدا قسم ، اين مصيبت نزد من محبوبتر است ، از هر غزوهاى كه در ركاب پيغمبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) بودم ، زيرا من از رسول اكرم ( صلّى اللَّه عليه و آله ) شنيدم ، كه فرمود : كسى كه فرزند عزيزى داشته باشد ، و از دنيا برود ، و در مصيبتش صبر كند ، خداوند عوض آن ميّت ، خانهاى در بهشت به او مىدهد ، كه بهترين قرارگاه باشد - و عوض مصيبت به او درود و رحمت و مغفرت و رضوان ، مرحمت مىفرمايد . از جا بلند نشده بوديم كه آن طفل از دنيا رفت از آن طرف صداى مؤذن ، براى نماز بلند شد ، براى نماز رفتيم . وقتى برگشتيم ، ديديم او را غسل داده ، و كفن نموده ، و او را به سوى گورستان ، حركت داده است . وقتى به او رسيديم ، گفتيم : خدا ترا رحمت كند ، چرا منتظر ما نايستادى ، تا تشييع جنازه برادرزاده خود بكنيم ؟ در جواب گفت : به ما امر كردهاند دفن اموات خود را معطل نكنيم ، چه در شب و چه در روز . سپس خودش داخل قبر شد ، و يك نفر او را كمك داد در دفن كردن فرزندش . وقتى خواست از قبر بيرون بيايد ، عبد الرحمن گويد : دست خود را دراز كردم كه بازويش را بگيرم ، قبول نكرد و گفت : من اين كار را نكردم كه نشان دهم كه قوى هستم ، بلكه براى اين بود ، كه نادانى تصور نكند از جزع و بىتابى است . بعد آمد منزل در جاى خود نشست ، و لباس نو پوشيد و از همهء روزها بيشتر تبسم مىكرد ، و بيشتر اين جملات را مىگفت : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ في اللَّه خلف عن كلّ هالك هلك و عزاء من كلّ مصيبة و دركا لكلّ ما فات . 4 - آزاد كردن امام چهارم غلامى را كه باعث مرگ فرزندش شده بود . روايت شده : كه عدهاى خدمت امام سجاد ( عليه السّلام ) بودند . يكى از غلامان حضرت ، براى پذيرائى مهمانان تعجيل نمود دستش لغزيد و سيخ از دست او ، بر سر يكى از فرزندان كوچك امام زين العابدين افتاد طورى اصابت كرد كه در حال ، بچه از دنيا رفت . هنگامى كه حضرت متوجه جريان شد ، غلام را وحشت زده يافت . فرمود : تو را در راه خدا آزاد كردم و فورى حضرت مشغول تجهيزات طفل شد ، و او را غسل داده و كفن نموده دفن كرد .