الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)

65

مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)

5 - حلم و بردبارى قيس بن عاصم از احنف بن قيس پرسيدند : حلم و صبر را از كه آموختى ؟ گفت : از قيس بن عاصم . جريان را از او سؤال كردند . گفت : روزى ما نزد او بوديم . دفعة فرزند كشته‌شدهء او را ، با قاتل او كه در زنجير بود نزدش آوردند . چنان با آرامش ، بر خورد با اين جريان كرد ، كه حتى سخنش را قطع نكرد . قاتل پسر برادرش بود . از او پرسيد : چرا اين كار را كردى ؟ در جواب گفت : غضب كردم گفت : مىدانى با غضب چه كردى ؟ خود را پست كردى ، و معصيت پروردگارت نمودى ، و عدد قبيله‌ات را كم كردى . برو ؛ من از تو گذشت كردم . سپس متوجه فرزندان خود شد و گفت : برويد او را غسل داده و كفن نموده ، مرا براى نمازش اطلاع بدهيد . وقتى از دفن او فارغ شدند ، بفرزندانش گفت : ما در اين جوان از شما نيست ، از مال خودم ديهء او را بدهيد . 6 - خنده فضل بن عباس ابو على رازى گويد : مدت سى سال ، با فضل بن عباس ، همنشينى كردم ، هرگز او را خندان و متبسم نديدم ، مگر روزى كه فرزندى از او فوت شده بود . علت از او پرسيدم . در جواب گفت : انّ اللَّه احبّ امرا فاحببته . يعنى : خدا چيزى را دوست داشت ، من هم آن را دوست دارم . مترجم گويد : مصداق اين آيه است : وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . يعنى : انسانهاى كامل ، خواستشان ، خواست خداست . 7 - پدر عمرو بن كعب عمرو بن كعب هندى در فتح شوشتر به فيض شهادت رسيد . جريان را به پدرش خبر دادند ، گفت : الحمد للَّه الّذى جعل من صلبى شهيدا . يعنى : سپاس خداوندى را ، كه از صلب من ، شهيدى قرار داد بعدا خبرش دادند ، كه در گرگان فرزند ديگرش شهيد شده است . گفت : الحمد للَّه الّذى توفّي ولدى شهيدا . حمد مخصوص خداوندى است ، كه فرزند من به فيض شهادت نائل شده است ، و در رختخواب نمرده است . 8 - سخنان ابو ذر سر قبر فرزندش صدوق كه يكى از بزرگان علماء اسلام و شيعه است . در كتاب « من لا يحضره الفقيه » نقل كرده است : هنگامى كه « ذر » فرزند ابى ذر از دنيا رفت ، ابى در ايستاد بالاى قبر او ، و دست