الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
38
إرشاد القلوب (فارسى)
و منقولست كه مردى سؤال كرد از مادر اويس « 1 » از كجا فرزند تو اين مقام و حالت بزرگ را يافت تا اينكه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله با آنكه ملاقاتش نفرموده او را مدح فرموده بنوعى كه هيچ يك از اصحاب خود را آنچنان مدح نفرمود ؟ گفت اويس از زمانى كه به حد بلوغ رسيد گوشهنشينى را اختيار كرد و هميشه در تدبّر و تفكر بود . و مرويست كه خطاب رسيد به حضرت موسى هر كه دوست دارد دوستى را با او انس ميگيرد و هر كه انس بگيرد با دوستى تصديق مىكند قول او را و راضى مىشود بافعال او و هر كه وثوق پيدا كرد بدوستى اعتماد به او مينمايد ، و هر كه شوق ديدار دوستى داشته باشد جديت مىكند تا خود را به او برساند ، اى موسى جزاى بيشمارى مىدهم به كسانى كه ياد من كنند ، و بهشت من براى اطاعتكنندگان است ، و وصال من براى مشتاقان است ، و همانا من اختصاص دارم بمحبّين ( زيرا جز
--> ( 1 ) . اويس القرنى اليمانى خدمت پيغمبر ( ص ) نرسيد با اينكه مسلمان شده بود حتى وقتى با اجازه مادرش بمدينه آمد چون آن حضرت نبود به يمن بازگشت و رسول خدا ( ص ) در بارهاش فرمود : ابشروا برجل من امتى يقال له اويس القرنى فإنه يشفع لمثل ربيعة و مضر « دو قبيلهء بزرگ از عرب » و از حواريين حضرت امير ( ع ) و يكى از زهاد ثمانيه است كه گويند بعضى از شبها را ميگفت امشب شب ركوعست و بيكركوع شب را صبح ميكرد و شبى را ميگفت امشب شب سجود است و بيك سجدهء صبح ميكرد گفتند اى اويس اين چه زحمت است كه به خود ميدهى گفت كاش از ازل تا ابد يك شب بودى و من بيك سجده شب را صبح ميكردم و در صفين شهيد شد ، و مرحوم نهاوندى در بنيان رفيع شرح حال ايشان را بيان كردهاند ، و در منتخب التواريخ و روضات الجنات مختصرى نقل نمودهاند .