الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
219
إرشاد القلوب (فارسى)
اگر مردد ماند بين ( مردن براى ) لقاء خداوند و ماندن در دنيا براى عبادت بايد بگويد : يا ربّ اختر لى أحبّ الأمرين اليك ، پروردگارا اختيار كن براى من آن امرى كه تو دوست ميدارى ( چه زنده بودن باشد و چه مردن ) . و مرويست كه : روزى حضرت داود ( ع ) به تنهائى بصحرا رفت ، خداوند به او وحى فرمود : چگونه شده است كه تنها بصحرا آمدهاى ؟ عرض كرد : خدايا شدت لقاى تو كه حايل شده است بين من و مخلوق تو ، خطاب رسيد اى داود بميان مردم برگرد ( و مشغول راهنمائى مردم باش كه ) اگر بندهء گمراهى را هدايت نمودى و گناهكارى را از گناه كردن باز داشتى تو را جزو بندگان پسنديده خود بنويسم . و نيز وظيفه بندگى و محبت واقعى آنست كه طلب مرگ نمايد خاصه در مواقعى كه در كمال راحت و نعمت و عافيت است ، مانند حضرت يوسف عليه السّلام كه آن حضرت هنگامى كه در چاه افتاد و بعد هم در زندان گرفتار شد نگفت خدايا مرا بميران و ليكن وقتى كه پدر و مادرش آمدند و او را تعظيم نمودند و در كمال مسرت و خوشنودى بود بلقاى پدر و مادر ، و پادشاهيش به حد اعلا رسيد و بمنتها درجهء نعمت نائل شد گفت : تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ « 1 » خدايا مرا بميران كه با كمال ميل و رغبت تسليم رضاى تو هستم و استدعا دارم كه با صالحان محشورم فرمائى . و نيز مرويست ( از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) كه حضرت شعيب عليه السّلام بواسطه محبت و شوق و دوستى با خدا آنقدر گريست كه دو چشم او كور
--> ( 1 ) . 102 - يوسف