الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
220
إرشاد القلوب (فارسى)
شد ، خدا ديدهء او را بينا فرمود ، و همچنين تا سه مرتبه ، در مرتبه چهارم وحى الهى رسيد كه يا شعيب تا كى ميگريى و تا چند چنين خواهى بود ( و مقصود تو از اين گريه چيست ) ؟ اگر گريه تو از خوف جهنم است من تو را از آن ايمن گردانيدم ، و اگر از شوق بهشت است آن را به تو عطا و مباح نمودم ، عرض كرد الهى و سيّدى تو ميدانى گريهء من براى ترس از جهنم و شوق بهشت نيست بلكه دل من بمحبّت تو بسته شده است و گريهء دوستى و محبت است كه چشم مرا نابينا كرد ، وحى رسيد حال كه گريهء تو از اين راهست به زودى پيغمبر و كليم خود موسى بن عمران را بخدمتكارى تو بفرستم كه تا ده سال خدمت ( و شبانى ) كند . و اثر شوق و محبّت الهى داشتن آن است كه همه چيز شوق و محبت آن شخص را بدل مىگيرند ، و مرويست كه خداى تعالى در بعضى از كتابهايش كه بر پيغمبران نازل فرموده ميفرمايد : بندهء من به حق آن حقى كه بر تو دارم من تو را دوست ميدارم پس تو هم دوست من باش . و حقيقت محبت و دوستى تهيج شوقست بلقاى خداوند و جديّت بر عمل صالح داشتن چنان كه خود ميفرمايد : فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً « 1 » هر كس بلقاى پروردگار اميدوار است بايد نيكوكار شود و هرگز در پرستش خدا أحدى را با او شريك نگرداند . و از جمله دلايل توحيد و خداشناسى و اثبات واجب الوجود آن است كه اين عالم را حتما صانعى است زيرا ( مثلا ) كشتى تا صانعى نداشته
--> ( 1 ) . 110 - الكهف