الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

157

إرشاد القلوب (فارسى)

خورسند نباشد با اينكه ) ناتوان و عاجز است از شكرگزارى نعمتهائى كه به او داده شده است ، و ميجويد زيادى را در آنچه به او داده نشده ( و از كار ناشايسته ديگران را ) باز ميدارد و خود ( از آنچه نهى مينمايد ) دست بر نميدارد ! ! و فرمان ميدهد به آنچه خود بجا نمىآورد ، و نيكوكاران را دوست دارد ولى خودش عمل نيكى انجام نميدهد ، و گناهكاران را دشمن ميدارد و خود يكى از آنها است ، از جهت زيادى گناهان از مرگ كراهت دارد ، و ايستادگى مىكند بر آنچه ( گناهانى كه ) سبب كراهت از مرگ مىشود ، اگر بيمار شود ( از بد رفتاريش ) پشيمان گردد و چون سالم گردد آسوده و غافل شود ، هر گاه آسايش بيند خودپسند شود و چون گرفتار گردد نوميد و پژمرده شود ، اگر بلا و سختى برايش پيش آيد با نگرانى دعا و تضرع و زارى نمايد ، و چون راحتى و خوشى به او دست دهد از روى غرور و فريب ( دنيا از خدا ) دورى كند ! ! نفس امّاره بر او مسلط است به آنچه ( از آمرزش گناهان كه ) گمان دارد ، و مسلط نيست خودش به آنچه ( مرگ و قيامت و عذاب كه ) قبول دارد ، و از مردم ميترسد و خجالت ميكشد بواسطه كوچكترين گناهى كه مرتكب شده ( كه مبادا بفهمند و آبرويش برود ، و ليكن از خداوند شرمسار نيست و خجالت نميكشد و مرتكب گناهان كبيره مىشود ) گناهان ديگران را بزرگتر از گناهان خود ميشمارد ، و جزا و پاداش بيشتر از كردار خود براى خود اميدوار است ، چون بتوانگرى رسد شاد مىشود و در فتنه و گمراهى و معصيت افتد ، و چون تنگدست گردد ( از رحمت خدا ) نااميد مىشود و در عبادت و بندگى سستى نمايد ، و اگر