الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

140

إرشاد القلوب (فارسى)

نان در پيش او است و ناگهان سگى پيدا شد آن غلام نانها را يكى بعد از ديگرى پيش آن سگ انداخت ، عبد اللَّه گفت : اى غلام چرا هر سه قرص نان را بسگ دادى و براى خود چيزى باقى نگذاردى ؟ غلام گفت : اى عبد اللَّه اين سگ هم غريب است و هم گرسنه بدين جهت او را بر خود مقدّم داشتم ، عبد اللَّه گفت : مرا بسخاوت ملامت كنند ! و اين غلام از من سخىتر است ، پس او را خريد و آزادش فرمود و آن باغ و بستان را به او بخشيد . و جاى بسى تعجب است از بخيل كه بخالت دارد از انفاق و حال آنكه بذل و بخشش اموال را فانى و نابود نميكند ( در صورتى كه اسراف نكند ) و بخالت اموال را به حال خود باقى نميگذارد ، و شاعر چه نيكو گفته در اين موضوع . اذا جادت الدنيا عليك فجد بها * على النّاس طرّا قبل أن تتفلت فلا الجود يفنيها اذا هى اقبلت * و لا البخل يبقيها اذا هى ولّت هر گاه دنيا به تو روى آورد بذل و انفاق كن بر مردم ، زيرا جود و بخشش هيچ گاه اموال را فانى و نابود نميكند ، و اگر بخيل باشى بخل تو سبب بقاى اموال نميشود زمانى كه دنيا از تو رو گردان باشد . و مرويست كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بكميل عليه الرحمه اى كميل خويشان خود را وادار كن كه روز بروند پى تحصيل صفات و اخلاق نيكو ، و شبها بروند پى حاجت و درخواست كسى كه در خوابست ( براى بر آوردن درخواستها بروند اگر چه درخواست‌كنندگان خواب باشند ) قسم به آن كسى كه شنوائى او آوازها و فريادها را احاطه نموده ( صداهاى بلند و آهسته را ميشنود بدون آنكه اشتباه كند ) نيست كسى