الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
105
إرشاد القلوب (فارسى)
كه ايمان ايشان زبانيست . پس اول مقام ايمان معرفت است و سپس يقين ( به حق ) و پس از آن تصديق ( بأوامر او ) و بعد از آن اخلاص ( در اعمال ) و بعد شهادت بر همهء اينها و ( هر كه همهء اينها را دارا باشد ميتوان مؤمنش ناميد زيرا ) ايمان نام تمامى اينها است . و همچنين اولين مرحله ايمان تفكر در دلائل آن است كه بالنتيجه معرفت حاصل مىشود و چون معرفت پيدا شد تصديق به آن لازم مىآيد و چون تصديق و معرفت حاصل شد بالنتيجه يقين حاصل مىشود و چون يقين حاصل شد انوار سعادت در قلب تلألؤ مىكند ، و آن وقت است كه آدمى كما هو حقّه تصديق مىكند به آنچه كه به او وعده دادهاند از روزى دنيا و ثواب آخرت ، و خاشع مىشود و هراسان ميگردد همه اعضا و جوارح او از ترس كارهائى كه وعده عذاب به آنها داده شده ( و از آنها دورى مىكند ) و بجا مىآورد عبادت و اعمال خير را و خويشتن را از حرام نگاه ميدارد و با عقلش محاسبه مىكند نفس ( امّاره ) خود را از تقصيراتى كه در ذكر ( و عبادت ) خدا كرده و آگاهش مينمايد بتفكر ( در صنع الهى ) پس هر كه چنين باشد سخنش فقط ذكر خدا است و خاموشيش از روى تفكر است و نظر كردنش از روى عبرت است . و يقين ( به حق و روزى دنيا ) آدمى را ميكشاند بقصر أمل و قصر أمل ميكشاند انسان را بزهد و نتيجه زهد القاى حكمت و دانائيست بقلب ، زيرا خاطر آدمى از هموم دنيا فارغست . چنان كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد : هر كه در دنيا زهد را پيشه كرد راحت مىشود قلبش از همّ و غم دنيا و بدنش از رنج و