ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)
38
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)
« حدّ » « 1 » جارى گردد . بنا بر اين ، دانسته مىشود كه رعايت امور ادبى ، در اجابت و ثواب دادن بر بر دعا شرط نيست بلكه فقط موجب فضيلت و برترى آن مىشود . پس منظور امام جواد - عليه السّلام - مدح و ستايش فردى است كه در دعا اصول ادبى را مراعات مىكند . و امّا فضيلت و برترى سخنى كه واضح و روشن است و به وضوح دلالت بر معناى گوينده دارد ، بر سخنى كه اين چنين نيست و نياز به تأويل و توجيه دارد ، بر كسى پوشيده نيست . مضافا به اينكه : دعاى موافق با قواعد ادبى ، فصاحت دارد و دعا خصوصا اگر منقول از معصومين - عليهم السّلام - باشد ، بايد فصيح ادا گردد تا دلالت بر فضايل آن بزرگواران كند . به علاوه ، اگر سخن درست ادا شود و از غلط پرهيز گردد ، طبع انسان به سويش كشيده مىشود و در غير اين صورت ، موجب تنفّر مىگردد كه قضايايى هم در اين رابطه نقل شده است : الف - اعمش ( كه يكى از دانشمندان ادبيات عرب است ) فردى را ديد كه كلامش درست نبود و غلط حرف مىزد ، به او گفت : اين كيست كه سخن مىگويد و قلب مرا ناراحت كرده است ؟ ! ب - گويند فردى به ديگرى گفت : آيا اين لباس را مىفروشى ؟ گفت : « لا ، عافاك اللَّه : نه ، خدا تو را ببخشد » . گفت : اگر سخن گفتن را ياد بگيرى بهتر است ، چون بايد مىگفتى « لا ، و عافاك اللَّه » « 2 » .
--> ( 1 ) يكى از مقررات عاليه اسلامى اين است كه اگر فردى به ديگرى نسبت عمل جنسى بدهد ( مثلا بگويد تو زنا كردهاى ) و نتواند نزد قاضى اين نسبت را ثابت كند ، در اينجا قاضى حكم مىكند كه بر گوينده حدّ قذف جارى كنند ، يعنى هشتاد ضربه تازيانه بزنند . ( 2 ) در صورت اوّل ممكن است توهّم شود كه « لا » بر سر فعل « عافا » در آمده و گوينده ، مخاطب خود را نفرين كرده است ، چون معنايش مىشود : « خدا تو را نبخشد » ، به خلاف صورت دوّم كه « لا » خودش جملهء مستقلى است در جواب مخاطب و جملهء « و عافاك اللَّه » جملهء مستقل ديگر كه دعاست و عطف بر جملهء قبلى مىشود . و همچنين است : « او اطال اللَّه بقاك » در ماجراى بعدى .