ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)

42

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)

چه بسا بنده‌اى را بيمار مىكنم و نماز و خدمتش كم مىشود و شنيدن دعايش در سختى نزد من بهتر از نماز نمازگزاران است و گاهى بنده‌اى نماز مىخواند و من نماز را برويش مىزنم و صدايش را محجوب مىگردانم . اى داود ! آيا ميدانى اين بنده كيست ؟ آن بنده‌اى كه با چشم بد به زنان مؤمنين نگاه مىكند و او بنده‌اى است كه در خاطر او مىگذرد كه اگر حكومتى را در دست بگيرد مردم بيگناه را بكشم . « 1 » اى داود بر گناهانت همانند زن فرزند مرده نوحه كن اى كاش مىديدى اشخاصى را كه مردم را با زبانهاشان مىخورند ( غيبت مىكنند ) در حالى كه زبانهاىشان را همانند پوست پهن نموده‌ام و كناره‌هاى زبانشان را با آهن گداخته مىزنم سپس سرزنشگرى را بر ايشان مسلط كردم كه مىگويد : اى اهل آتش اين فلان شخص فحاش بد زبان است او را بشناسيد . چه ركعات زيادى ، نمازگزار به طول و تفصيل و گريه گزارد كه در نزد من پشيزى نمىارزد ، زيرا زمانى كه به قلب او نظر مىكنم مىبينم كه اگر از نماز فارغ شود و زنى را بيند و آن زن خود را بر او عرضه كند او را اجابت مىكند و اگر مؤمنى با او معامله كند به او خيانت مىكند . و امّا روايات : ( بر دعا ترغيب مىكند ) روايات بسيارى موجود است كه دلالت بر ترغيب و تحريص بر دعا مىكنند كه اگر همه را

--> ( 1 ) در امتحان خلق مولوى گويد : آن شغالى رفت اندر خمّ رنگ * اندر آن خم كرد يك ساعت درنگ پس بر آمد پوستين رنگين شده * كه منم طاوس عليين شده تا آنكه به اينجا مىرسد : همچو فرعون مرصع كرده ريش * برتر از عيسى پريده از خريش او هم از نسل شغال ماده زاد * در خم مالى و جاهى در فتاد هر كه ديد آن جاه و مالش سجده كرد * سجده افسوسيان را او بخورد گشت مستك آن گداى ژنده دلق * از سجود و از تحيرهاى خلق مال ، مار آمد كه در وى زهرهاست * و ان قبول و سجده خلق اژدهاست هان اى فرعون ناموسى مكن * تو شغالى هيچ طاوسى مكن سوى طاوسان اگر پيدا شوى * عاجزى از جلوه و رسوا شوى موسى و هارون چو طاوسان بدند * پرّ جلوه بر سر و رويت زدند زشتيت پيدا شد و رسواييت * سرنگون افتادى از بالاييت چون محك ديدى سيه گشتى چو قلب * نقش شيرى رفت و پيدا گشت كلب اى سگ گرگين زشت از حرص و جوش * پوستين شير را بر خود مپوش غره شيرت بخواهد امتحان * نقش شير و آنگه اخلاق سگان .