الشهيد الأول (مترجم: كوشا)
7
الأربعون حديثا (چهل حديث) (فارسى)
احاديث را با ذكر سند - از استاد و مشيخهء خود گرفته و همين طور سلسله سند حديث را تا پيشواى معصوم ادامه داده و به صورت معنعن « 1 » نقل و روايت مىكردند ، تا ديگران را به مقام و موقعيت و اهميّت حديث و نقش سازندهء آن ، بيشتر آگاه سازند ؛ و از طرفى با ادامهء عنوان عدد « چهل » كه در آن ايهام و اشارهاى به صعود ، بر فراز قلّه كمال معرفت و سير استكمالى عالى انسان و صيرورت و حركت فزايندهء آدمى در پرتو الهام از سخنان اولياى الهى و سير و سلوك از طريق برنامههاى آنان كه بمنزلهء دستور العمل مراد و مرشد كامل در منازل چهلگانه « 2 » طريقت است ، زمينهء وصول به حقايق معنوى را از طريق رهنمودهاى پيشوايان معصوم گوشزد مىنمودند .
--> ( 1 ) - روايت معنعن ، روايتى را گويند كه : در سند آن ، كلمهء عن [ از ] بيايد . مثلا فلانى از فلان و او از فلان . . . نقل كرد . ( 2 ) - از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده است كه فرموده : من أخلص للَّه أربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه . يعنى « هر كه چهل روز اخلاص در عمل ورزد ، چشمههاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى گردد » . ( اصول كافى ج 2 ، ص 16 ) . قرآن كريم نيز اتمام و اكمال وعده خدا را با موسى در چهل شب بيان مىدارد : وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ ( اعراف / 142 ) يعنى « با موسى سى شب وعده گذاشتيم و آن را با ده شب ديگر تمام كرديم ، تا آنكه وقت معيّن پروردگارش در « چهل شب » به سر آمد . سحرگه رهروى در سرزمينى * همى گفت اين معمّا با قرينى كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف * كه در شيشه بماند اربعينى گر انگشت سليمانى نباشد * چه خاصيّت دهد نقش نگينى درونها تيره شد باشد كه از غيب * چراغى بر كند خلوتنشينى ثوابت باشد اى داراى خرمن * كه گر رحمى كنى بر خوشه چينى ره ميخانه بنما تا بپرسم * مآل حال خود از پيش بينى نه حافظ را حضور درس خلوت * نه دانشمند را علم اليقينى