الشيخ الصدوق (مترجم: كاظمى)
12
مصادقة الإخوان (فارسى)
و ابو بكر محمد بن سليمان بن بابويه بن فهرويه بن عبد اللَّه [ بن ] مرزوق علاف محزمى متوفى در ربيع الآخر 307 « 1 » و پسر وى ابو محمد عبيد اللَّه بن محمد بن سليمان بن بابويه بن فهرويه بن عبد اللَّه بن مرزوق دقاق محزمى متوفى در 376 « 2 » و وى شهرتى داشته است كه درين موضع از تاريخ بغداد « ابن جغوما » و در موضع آينده « ابن جعدما » چاپ شده است و پس از آن پسر وى ابو بكر محمد بن عبيد اللَّه بن محمد بن سليمان بن بابويه [ بن فهرويه ] بن عبد اللَّه بن مرزوق علاف معروف بابن جعدما « 3 » و نيز شيرزاد بن محمد بن محمد بن بابويه كه از معاصرين منتجب الدين بوده است . « 4 » ديگر از رجال نامى ايران كه يكى از نياكان او بابويه نام داشته دانشمند معروف قرن ششم قطب الدين رازيست كه نام و نسب او را محمد بن محمد بن ابى جعفر بن بابويه رازى نوشته و در برخى موارد نسبت او را « بويهى » ضبط كردهاند . چنان كه سيد اعجاز حسين كنتورى نيسابورى در كشف الحجب و الاستار « 5 » آورده است در نسخهء اصل حواشى كه بر قواعد استاد خود علامهء حلى نوشته : « محمد بن محمد بن ابى جعفر بن بابويه في خامس ذى القعدة سنة ثمان و تسعمائة » ضبط كرده است . اين نكته از حيث تاريخ كه اين كتاب را در 5 ذى قعده 908 بپايان رسانده باشد خطاى بسيار فاحشيست زيرا كه قطب الدين حتما در نيمهء اول قرن هشتم مىزيسته و شاگرد علامهء حلى متوفى در 726 بوده و نسخهء اجازهاى كه علامه در 3 شعبان 713 در ورامين به او داده است در دستست « 6 » وانگهى كتاب المحاكمات خود را در اواخر جمادى الآخرهء 755 بپايان رسانده « 7 » و دانشمند معروف محمد بن مكى عاملى شامى معروف بشهيد اول كه در رمضان 786 كشته شده است از شاگردان او بوده و چنان كه در اجازهاى تصريح كرده است در سال 768 در دمشق اجازهء روايت همهء مصنفات وى را ازو گرفته است « 8 » و ممكن نيست در 908 كتابى تأليف كرده باشد و در 780 نيز بعيد مىنمايد زيرا كه لازم مىآيد 54 سال پس از مرگ استاد خود علامهء حلى زيسته باشد و اين دشوارست . اينكه مؤلف كشف الحجب « 9 » رحلت او را در 15 رمضان 766 ضبط كرده نيز درست نيست زيرا كه شهيد اول در 768 در دمشق اجازهء روايت ازو گرفته است . در هر صورت از آنچه مؤلف كشف الحجب و الاستار آورده تنها چيزى كه بدست مىآيد اينست كه خود نام و نسب خويش را محمد بن محمد بن ابى جعفر بن بابويه مىنوشته و پدر جد وى بابويه نام داشته است و اينكه در برخى از كتابها نسبت او را « بويهى » ضبط كردهاند درست نيست و مىبايست « بابويهى » بوده باشد و در برخى نسخها تحريفى كرده و بويهى ضبط
--> ( 1 ) تاريخ بغداد ج 5 ص 300 ( 2 ) تاريخ بغداد ج 10 ص 363 ( 3 ) تاريخ بغداد ج 2 ص 334 ( 4 ) تنقيح المقال ج 2 ص 90 ( 5 ) چاپ كلكته ص 203 ( 6 ) بحار الانوار ج 25 چاپ طهران 1315 ق . ص 28 ( 7 ) كشف الحجب و الاستار ص 492 ( 8 ) تنقيح المقال ج 3 ص 178 ( 9 ) ص 203 و 247 و 346 و 492