شيخ حسين انصاريان

499

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

برايت دعا كند ، اميدوارم بيماريت بر طرف شود . روزى به هنگام بازگشت بزرگوار از خانهء متوكّل ، سر راه حضرت نشست ، چون حضرت را ديد برخاست كه به حضرت نزديك شود تا دعا براى درمان خود را مسألت كند ، حضرت سه بار به او فرمود : كنار برو خدا تو را سلامتى بخشد و با دست مباركش به او اشاره كرد . ابوعلى فهرى بيمار را ديد ، بيمار برخوردش را با حضرت گفت ، حضرت آن مرد را از خود دور كرد و او هم براى نزديك شدن به امام پا پيش نگذاشت . ابوعلى گفت : آن انسان مهربان پيش از آنكه از او بخواهى برايت دعا كرد ، با خيال راحت برو ، بىترديد به همين زودى سالم خواهى شد . بيمار به خانه باز گشت ، آن شب را به صبح رسانيد ، چون صبح شد چيزى از آثار آن بيمارى بر بدنش نديد « 1 » . نيكى به خويشاوند داود بن قاسم جعفرى مىگويد : در سامرا براى وداع به حضرت امام هادى عليه السلام جهت رفتن به حج ، بر او وارد شدم ، با من بيرون آمد ، وقتى به پايان حائل رسيد ، به پايين آمد ، من هم با او به پايين آمدم ، با دستش روى زمين خطى شبيه دايره كشيد سپس به من فرمود : اى عمو ! آنچه در اين دايره است برگير تا براى هزينهء سفرت باشد و براى حج خود از آن كمك بگيرى ، من با دستم به زمين كوبيدم قالبى طلا ديدم كه در آن دويست مثقال طلا

--> ( 1 ) - الخرائج والجرائح : 1 / 399 ، باب 11 ؛ بحار الأنوار : 50 / 145 ، باب 3 ، حديث 29 .