شيخ حسين انصاريان
477
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
مىنمود ، زنبيلى از درهم و دينار و آرد و خرما براى آنان مىبرد و به دستشان مىرساند و آنان نمىدانستند اين لطف و عنايت از چه ناحيهاى است « 1 » ؟ ! قناعت و جود و كرم محمّد بن عبداللّه بكرى مىگويد : به مدينه آمدم تا وامى بگيرم ، از جستجو خسته شدم ، گفتم : چه خوب است نزد حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام بروم و از وضع خود نزد او شكايت برم . به كشتزارش كه در بلندىهاى شهر بود آمدم ، به همراه غلامش به سوى من آمد . غربالى در دست داشت كه تنها چند قطعه گوشت در آن بود ، از آن گوشت خورد و من هم با او خوردم سپس از حاجت من پرسيد ، داستانم را گفتم ، وارد خانه شد ، بعد از چند لحظه به سوى من آمد ، به غلامش فرمود : برو ، سپس دستش را به سوى من دراز كرد و كيسهاى كه در آن سيصد دينار بود به من عطا فرمود سپس برخاست و روى از من گردانيد و رفت ، من هم برخاستم ، سوار مركبم شدم و از مدينه باز گشتم « 2 » . كمك و محبت به مخالفان مردى از فرزندان عمر بن خطاب در مدينه بود كه پيوسته حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام را آزار مىداد و هرگاه آن بزرگوار را مىديد به حضرتش ناسزا مىگفت و نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام بدگويى مىكرد ! !
--> ( 1 ) - الخرائج والجرائح : 2 / 896 ؛ الارشاد : 2 / 231 ؛ بحار الأنوار : 48 / 101 ، باب 5 ، حديث 5 . ( 2 ) - الارشاد : 2 / 232 ؛ روضة الواعظين : 1 / 215 ؛ بحار الأنوار : 48 / 102 ، باب 5 ، حديث 6 .