شيخ حسين انصاريان
384
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
پس او را به سوى منطقهء يهودىنشين فرستاد و او سه روز در آنجا ميان يهود به داورى پرداخت سپس به محل كارش باز گشت . وقتى يهودى اين جريان را شنيد كه على عليه السلام با داشتن گواه از قدرتش سوء استفاده نكرده و حكم قاضى بر ضد او صادر شده است ، گفت : شگفتا ! اين اميرالمؤمنين است ، نزد قاضى رفته و قاضى بر ضد او حكم رانده است ! مسلمان شد و سپس گفت : اين زره اميرالمؤمنين است كه روز جنگ صفين از شتر خوش رنگ سياه و سپيدش افتاده و من آن را براى خود برداشتم « 1 » . برابرى طرفين دعوا در دادگاه مردى نزد عمر از اميرمؤمنان عليه السلام شكايت كرد در حالى كه آن حضرت در گوشهاى نشسته بود ، عمر به آن بزرگوار گفت : اى ابوالحسن ! برخيز و نزد طرف دعوايت قرار گير ، حضرت برخاست و كنار طرف دعوايش نشست سپس هر دو با يكديگر گفتگو كردند و نهايتاً مرد از ادعايش دست برداشت و اميرالمؤمنين به جاى خود باز گشت . عمر چهرهء حضرت را متغير يافت و پرسيد : اى ابوالحسن ! چرا تو را متغير مىبينم ؟ آيا از آنچه پيش آمده ناراحتى ؟ فرمود : آرى ، گفت : چرا ؟ فرمود : مرا در حضور طرف دعوايم به كنيه صدا زدى ! چرا نگفتى يا على ! برخيز و كنار طرف دعوايت بنشين ؟ ! عمر سر حضرت را به آغوش گرفت و ميان دو چشمانش را بوسيد سپس گفت : پدرم فدايت باد ! خدا به واسطهء شما ما را هدايت نمود و به وسيلهء شما ما را از تاريكىها به سوى روشنايى
--> ( 1 ) - حلية الأولياء : 4 / 139 ؛ المناقب : 2 / 105 .