شيخ حسين انصاريان
385
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
بيرون آورد « 1 » . قناعت در معيشت در كتاب با ارزش المناقب ، ابن شهرآشوب نقل شده است كه : هنگامى كه اميرمؤمنان [ پس از جنگ جمل ] خواست به جانب كوفه عزيمت كند ، در ميان مردم بصره به پا خاسته ، فرمود : اى بصريان ! چرا از من ناخشنود هستيد ؟ [ و به پيراهن و ردايش اشاره كرده ، گفت : ] به خدا سوگند اين پيراهن و ردا از نخ ريسى خانوادهام مىباشد ، از چه مىخواهيد بر من خرده بگيريد ؟ و اشاره به كيسهاى كرد كه در دستش بود و خرجى زندگىاش در آن قرار داشت سپس فرمود : به خدا سوگند اين از محصولات من در مدينه است ، پس اگر از نزد شما بروم و بيش از آنچه مىبينيد با من باشد نزد خدا از خيانت كارانم « 2 » ! ! جود و سخا شعبى مىگويد : در زمان كودكى با همسالانم به منطقهء رحبه رفتيم ، در اين هنگام مشاهده كرديم على عليه السلام بالاى [ انبوهى ] از طلا و نقره ايستاده و تازيانه در دست ، مردم را به عقب مىراند . على عليه السلام سپس به سوى اموال بازگشت و اموال را بين مردم تقسيم كرد و چيزى از آنها را به خانهاش نبرد ! من به سوى پدر برگشتم و گفتم : اى پدر ! من امروز بهترين و يا نابخردترين مردم را مشاهده كردم ! پدرم گفت : او كيست ؟ گفتم : اميرالمؤمنين على عليه السلام را ديدم و ماجرا را براى پدر نقل كردم . پدرم گفت : اى
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 17 / 65 . ( 2 ) - المناقب : 2 / 98 ؛ بحار الأنوار : 40 / 325 ، باب 98 ، حديث 7 .