شيخ حسين انصاريان

302

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

پست‌تر از خاكسترى است كه در روز توفانى طعمهء بادها مىشود ! مرگ از ديدگاه او گواراتر از آشاميدن آب به وسيلهء يك انسان تشنه است ! در نهان از خدا مىترسد و در آشكار در راه خدا خيرخواهى مىكند . از سرزنش هيچ نكوهش كننده‌اى در صراط مستقيم الهى نمىهراسد ، هر كس از اهالى اين شهرها آن پيامبر را درك كند و به او ايمان آورد بهشت و رضوان من پاداش اوست و هر كس آن بندهء صالح را كه از كنار فرات عبور مىكند درك كند واجب است او را يارى دهد . راهب پس از خواندن آن نوشته به حضرت گفت : آن بندهء صالح خدا شما هستيد و من همراه شما خواهم بود و از شما جدا نمىشوم تا آنچه به شما مىرسد به من نيز برسد ، اگر بنا باشد شهيد شويد من هم با شما هستم تا شهيد شوم . اميرالمؤمنين عليه السلام پس از شنيدن آن نوشته ، زار زار گريست و فرمود : خدا را سپاس كه مرا از ياد نبرده است و در نوشتهء نيكوكاران از من ياد فرموده . راهب با حضرت حركت كرد و از حضرت على عليه السلام يك لحظه جدا نشد تا در جنگ صفين به شهادت رسيد . حضرت پس از پايان جنگ فرمان داد شهدا را دفن كنند و چند نفرى هم مأمور شدند كه جنازهء راهب را بيابند چون او را يافتند حضرت بالاى سرش آمد و به مردم فرمود : هُوَ مِنّا أَهْلُ البَيتِ ! او از ما اهل بيت است . آنگاه خود حضرت قبرى براى او آماده كرد و خود وارد قبر شد و او را به