شيخ حسين انصاريان
192
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
رضاى اهل بيت عليهم السلام به رضاى خدا در درجهاى است كه هيچ كس به آن نمىرسد و قدرت و توان به دست آوردن آن را ندارد . براى روشن شدن اين حقيقت بايد گفت : انسانهايى كه در مسير كمال قرار گرفتهاند و سالك راه كمال هستند در مراحل متوسط سير جوهرى تكاملى خويش به مرحلهاى مىرسند كه هم مهر دارند و هم قهر ، آنان مظاهرى از جمال و جلال خدا مىشوند ، پس برابر رضا و سخط و مهر و خشم خدا مهر مىورزند و خشم مىگيرند يعنى مرحلهء متوسط اين كمال آن است كه انسان سالك ، مهر و قهر داشته باشد و اين مهر و قهرش بر پايهء مهر و قهر خداوند و مطابق آن باشد . اما مرحلهء بالاتر و عالىترى هست كه در آن مرحله اين مهر و قهر مطابق با مهر و قهر خدا ، كمال به شمار نمىآيد چون آنكه مىگويد راضى به رضاى خدايم و « پسندم آنچه را جانان پسندد » مقامى در مرحلهء كثرت است يعنى مقامى است كه سالك هم خودش را مىبيند و هم خدايش را ، پس يكى خود اوست و آن ديگر خدا و در اين مرحله دو پسنديدن مطرح است ، هرچه را خدا پسندد او هم مىپسندد و هرچه را خدا نپسندد او هم نمىپسندد تا رضا و خشمش و مهر و قهرش مطابق رضا و سخط خدا باشد . ولى كسى كه در مقام وحدت و توحيد صرف است فقط يك رضا و يك خشم در دايرهء حيات او مطرح است و تنها يك مهر و قهر را مىبيند كه موصوف بالذّات در مهر و قهر خدا و بالعرض خود اوست ، يعنى تنها پسنديدن خدا در كار است و سالك در اين حال در مقام فناست و در اين مقام هيچ وصفى براى فانى جدا از وصف باقى نخواهد بود تا مطابق باشد بلكه فقط يك وصف است و آن وصف باقى است . از اين جهت آن ذوات مقدسه و موصوفان به عصمت و طهارت و اهل بيت با كرامت ، خود را