شيخ حسين انصاريان
36
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
هركسى از بهر يك چيزى گريست * اى شعيب اين گريههايت بهر چيست گر زبيم دوزخ است و آن جحيم * ما در دوزخ به تو بربستهايم آتش دوزخ بود بر تو حرام * همچو آن جنّت به كفّار لئام « 1 » ور بود اين گريهات بهر بهشت * شوق وصل حوريان خوش سرشت ما بهشت از بهر تو آمادهايم * حوريان را زيب و زينت دادهايم حوريان از بهر تو در روز و شب * چشم بر راهند و دلها در طرب اين بهشت اين حور اين تو اى شعيب * هر زمان خواهى برو بىمنع و ريب چون شعيب از عالم غيب اين شنيد * از دل پر درد آهى بركشيد كاى خدا آرام جان مستهام « 2 » * من كه و دوزخ چه و جنّت كدام چيست دوزخ تا از آن ترسان شوم * تا زبيم تفّ آن گريان شوم من خود اندر آتش استم سالها * اندر آتش كردهام نشو و نما من كه عمرى شد در اين آتش خوشم * كى زدوزخ روى درهم مىكشم « 3 » 27 - خدا و گنهكاران پشيمان راستى چه قدر عجيب است و چه لطف و كرامتى است ، كسى كه همه عمر را به كفر و روگردانى از حق گذرانده و لحظهاى ياد خدا نبوده و عملى برابر با خواسته الهى از او سر نزده ، به محض برخورد با هدايت و قبول ايمان ، تمام گذشتهء او به احترام اين ارتباط آمرزيده شده و مورد عنايت حق قرار مىگيرد . به طورى كه اگر در حال ايمان آوردن بميرد اهل بهشت است ؟ ! آه راستى چگوه به چنين خدايى نبايد اميد بست ؟
--> ( 1 ) - لِئام : لئيم ، به معناى پست است . ( 2 ) - مستهام : آن كه از عشق به سرگردانى دچار آيد . ( 3 ) - عرفان اسلامى : 1 / 221 .