شيخ حسين انصاريان
37
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
در آثار اسلامى آمده است : حضرت ابراهيم عليه السلام آتشپرستى را به مهمانى دعوت كرد . هنگام خوردن غذا به او فرمود : اگر مسلمان شوى در غذا مهمان من خواهى بود . آن مردِ گبر از جا برخاست و از خانهء ابراهيم بيرون رفت . خطاب رسيد : ابراهيم ! غذايش ندادى مگر به شرط تغيير مذهبش امّا من هفتاد سال است او را با كفرش روزى مىدهم . ابراهيم به دنبال او رفت و وى را به خانه آورد و برايش سفره طعام حاضر كرد ، گبر به ابراهيم گفت : چرا از شرط خود پيشمان شدى ؟ ابراهيم داستان حضرت حق را براى او گفت . آتشپرست فرياد برآورد : اينگونه خداوند مهربان با من معامله مىكند ؟ ابراهيم ! اسلام را به من تعليم كن ، سپس قبل از خوردن غذا به خاطر آن لطف و عنايت حق مسلمان شد « 1 » . 28 - فيض من عام است و فضل من عميم عارف بزرگ مرحوم نراقى در كتاب ارزشمند « طاقديس » سلوك حق را نسبت به يكى از گنهكاران در زمان موسى چنين بيان مىكند : ديد موسى كافرى اندر رهى * پير گبرى كافرى و گمرهى گفت اى موسى از اين ره تا كجا * مىروى با كه دارى مدّعا گفت موسى مىروم تا كوه طور * مىروم تا لجّه درياى نور مىروم تا راز گويم با خدا * عذر خواهم از گناهان شما گفت اى موسى توانى يك پيام * با خداى خود زمن گويى تمام گفت موسى هان پيامت چيست او * گفت از من با خداى خود بگو گو فلان گويد كه چندين گير و دار * هست من را از خدايى تو عار
--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 243 .