شيخ حسين انصاريان
30
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
اگر اين پول را مىگرفتى مىتوانستيم كار خود را سروسامان دهيم ! فضيل در پاسخ گفت : من و شما همانند مردمى هستيم كه شترى داشتند و از كار او نان به دست مىآوردند ، هنگامى كه شتر پير شد او را كشتند و گوشتش را خوردند ، اى عيال ! از گرسنگى بمير اما فضيل را نكش . همين كه اين خبر به هارون رسيد ، گفت : نزد او برويم شايد پولها را بپذيرد . فضل بن ربيع مىگويد : ما رفتيم ، همين كه فضيل ما را شناخت ، بيرون آمد و به روى خاك نشست . هارون نيز نزد او نشست و لب به سخن گشود ؛ اما وى پاسخ نمىداد ، ما در اين حالت بوديم كه كنيزكى زنگى بيرون آمد و فرياد زد : از ديشب شيخ را آزار مىدهيد ، برخيزيد و برويد ، ما برخاستيم و رفتيم « 1 » . 20 - چگونه بخوابم ؟ « ابوالمحاسن » دربارهء ترس فُضِيل ، از مقام خدا ، حكايتى از « بُشْر حافى » بدين مضمون نقل كرده است : من با فضيل در حج بوديم ، تا نيمه شب با هم مىنشستيم ، سپس او برخاست و تا بامداد به طواف مىپرداخت . گفتم : اى ابو على ! آيا قصد خوابيدن ندارى ؟ گفت : واى بر تو آيا كسى كه ذكر آتش دوزخ را مىشنود ، روحش آرام است كه بخوابد ؟ ! « 2 » 21 - آن كيست كه بر من مسلط شود ؟ تيمور گوركانى يكى از خواصّ خود را نزد « شيخ زين الدين تايبادى » فرستاد و استدعاى ملاقات كرد . شيخ پاسخ داد : مرا با امير كارى نيست ، تيمور به ناچار خود به
--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 206 . ( 2 ) - عرفان اسلامى : 1 / 211 .