شيخ حسين انصاريان
38
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
انسان ديگرى نيز وجود دارد كه نام عالم به خود گرفته و او عالم نيست اين نابخرد ، جهالت هايى را از نادانان و گمراهىهايى را از گمراهان كسب كرده ، و دامهايى از طنابهاى فريبنده و گفتار بىاساس پيش پاى مردم گسترده است . علامهء جعفرى در شرح جمله بالا و چند جمله بعد از آن مىگويد : كوششها كرده و تقلّاها به راه انداخته و شب و روزها را براى اثبات اين كه او مىداند و عالم است و بايد از او فرا گرفت سپرى كرده است ؛ زيرا آن نابخرد هدف حيات خود را در « بهبه » و « احسنت » و شنيدن صداى پاى پيروان در پشت سرش و حيران ماندن و به شگفتى درآمدن مردم دربارهء عظمت او دريافته است ! ! اصطلاحاتى چند از آن كتاب و الفاظى خوشايند از اين رساله ، اداى قيافه و حركات چشم و ديگر نمودهاى عارف مآبانه از اساتيدى چند به دست آورده ، نه تنها علوم اوّلين و آخرين و معرفت هستى را در انحصار خود مىبيند ، بلكه اگر از طعنه آگاهان و هشياران نترسد ، نخست خود را شاگرد خدا در ايجاد هستى معرّفى مىكند و تدريجاً اگر روزگار امان بدهد و مراقبان معرفت بگذارند دعواى من خدايم را هم راه خواهد انداخت ! ! اين شكارچىها گاهى مهارت زيادى به دست مىآورند ، به طورى كه براى تحميل خواستههاى خود چنان چهرهء جالبى از علم و معرفت نشان مىدهند كه ساده لوحان به مجرّد مشاهدهء آن چهره ، دامن از دست مىدهند و تخدير مىشوند و خود را به كلّى مىبازند ، در اين هنگام كه دكّان آن دكّاندار نابكار رونق مطلوب را به دست آورده است تدريجاً و با گذشت زمان سادهلوحان فراوانى را در دام خود مىبيند ، خودش هم به يقين باور مىكند كه آرى ، اگر من در اين دنيا خلق نشده بودم حكمت اعلاى هستى محقّق نمىگشت ! ! راستى ، خداوند متعال همهء