شيخ حسين انصاريان
106
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
مؤمنان رؤوف و مهربان است . معاويه ناچار از جاى برخاست و نامه را از وى گرفت و خواند ، سپس طرماح را مخاطب ساخت و گفت : على را در چه حالى وداع نمودى ؟ گفت : در حالى كه مانند ماه شب چهارده بود و يارانش هم چون ستارگان فروزان اطرافش را گرفته بودند ، يارانى كه هرگاه آنان را به كارى فرمان دهد بر يكديگر پيشى گيرند و چنانچه از چيزى نهى كند همگى دورى كنند . اى معاويه ! على مردى دلاور و سرورى برومند است ، با هر سپاهى كه روبرو شود آن را درهم شكند و طومارش را در هم پيچد و با هر دليرى كه مواجه گردد او را به خاك هلاك افكند و به ديار نيستى فرستد و اگر دشمنى ببيند طعمهء شمشير آبدار خويش سازد ، معاويه گفت : حسن و حسين فرزندان على در چه حالى بودند ؟ گفت : آنها دو جوان پاكيزه و پاكسرشت ، نيكو خصلت و سالم و دو آقاى پاك دامن و دانا و دانشمند عاقل هستند كه سعى در اصلاح امور دنيا و آخرت مسلمانان دارند . معاويه سر به زير انداخت و لحظهاى به فكر فرو رفت و گفت : اى اعرابى ! راستى تو مرد سخنورى هستى ، گفت : اى معاويه ! اگر به حضور اميرالمؤمنين عليه السلام شرفياب شوى ، سخنوران زبان آور خيلى بهتر از من خواهى ديد و مردانى مىبينى كه در پيشانى آنها آثار سجود نمايان است ، در عين حال همين كه آتش جنگ شعلهور شود ، خويش را در آن آتش اندازند و سخت قوى دل باشند ، شبها تا صبح نمازگزارند و روزها روزه بدارند و هيچگاه در راه خدا مورد ملامت واقع نمىشوند ، اى معاويه ! اگر آنها را ببينى در گرداب مرگ فرو روى و راه نجات نيابى آرى ، اى معاويه :