شيخ حسين انصاريان

107

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

حرف حق گفتن و بر دار شدن پيشهء ماست * اين شرابى است كه بىواهمه در شيشهء ماست تا كه پروانهء آن شمع شب افروز شديم * ساختن چارهء ما سوختن انديشهء ماست دل ما با دل او الفت ديرين دارد * آن كه با سنگ بسازد به جهان شيشهء ماست ساعتى نيست كه فارغ زخيالت باشيم * روى و موى تو شب و روز در انديشهء ماست مكن انديشه زدل سنگى اغيار اى دل * كانچه بر سنگ اثر بخش بود تيشهء ماست رنجى اين جان و سر ما و حقيقت گويى * حرف حق گفتن و بر دار شدن پيشهء ماست « 1 » در اين هنگام عمروعاص آهسته به معاويه گفت : اگر اين مرد عرب را مورد نوازش و عطا قرار دهى ، بلند نظرى تو را به بهترين وجه شرح خواهد داد . معاويه گفت : اى اعرابى ! اگر چيزى به تو بدهم از من قبول مىكنى ؟ گفت : من كه مىخواهم جان تو را از كالبدت درآورم چگونه عطاى تو را نگيرم ، معاويه دستور داد ده هزار درهم به او بدهند و گفت : اگر كم است بگو تا افزون كنم . گفت : دستور بده بيشتر بدهند ؛ زيرا كه تو از مال پدرت نمىدهى ، معاويه گفت : ده هزار درهم ديگر بر آن افزودند . طرماح گفت : اى معاويه ! دستور ده تا ده هزار درهم ديگر اضافه كنند تا سى

--> ( 1 ) - اديب نيشابورى .