شيخ حسين انصاريان

386

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

انديشه در عاقبت كار در كتاب « اسرار معراج » « 1 » اين حديث بسيار مهم و جالب و حيرت‌آور را مىخوانيم : در زمان رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در شهر مدينه ، شخصى بود بسيار ظاهر الصلاح ، به طورى كه كسى در حق او در هيچ موردى ، گمان سوء و ظن خلاف نداشت . شايد بسيارى از مردم در برخورد با او از وى طلب دعا مىكردند ، ولى او بدون توجه به ظاهر آراستهء خويش ، در بعضى از شب‌ها به خانهء مردم مدينه ، دستبرد مىزد ! ! شبى براى دزدى از ديوار خانه‌اى بالا رفت ، اثاث زيادى در آن خانه بود و در ميان خانه به غير از يك زن جوان تنها كسى نبود ، عجيب خوشحال شد كه امشب علاوه بر به چنگ آوردن مال فراوان ، در رختخواب عيش و عشرت هم شركت خواهم كرد . همانطور كه در دل تاريكى بر سر ديوار ، منظرهء فريبندهء اثاث خانه و چهرهء دلرباى زن را مىنگريست ، به فكر فرو رفت : دزدى تا كى ، ننگ تا چه مدت ، براى چه بايد زحمات انبيا و اوليا را از ياد برد ، عاقبت اين همه گناه و فساد چه خواهد شد ، مگر براى من مرگ و برزخ و قيامت و محاكمات الهيه نيست ، در پيشگاه حق و در دادگاه عدل ، جواب اين همه ظلم و جنايت را چگونه بايد داد ؟ ! ! آرى ، با ادامهء اين اعمال به روزى خواهم رسيد كه براى من راه گريز و فرار از

--> ( 1 ) - اسرار معراج : 28 .