شيخ حسين انصاريان
387
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
چنگال عدالت نخواهد بود ، آن روز پس از اتمام حجت حق ، مبتلا به غضب خداوندى مىشوم و از پس آن به زندان آتش خواهم افتاد و در آن صورت انتقام آلودگىهايم را پس خواهم داد ! ! پس از اندكى تأمل و فكر ، از دزدى و تجاوز به آن زن ، سخت پشيمان شد و با دست تهى به خانه بازگشت . به وقت صبح خود را به لباس آراستگان و صلحا آراست و به مسجد به محضر مقدس رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمد و در حضور آن جناب نشست ! ناگهان ديد ، زن صاحب خانهاى كه شب گذشته براى دزدى اثاث آن ، در نظر گرفته بود به محضر رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمد ، عرضه داشت : اى رسول خدا ! زن بىشوهرى هستم همراه با ثروتى زياد ، پس از چند ازدواج ديگر قصد شوهر كردن نداشتم ، اما ديشب به نظرم رسيد كه دزدى به خانهام راه پيدا كرده ، گر چه چيزى نبرده ، ولى مرا وحشت زده كرده ، از اين پس مىترسم در تنهايى ادامهء زندگى دهم ، اگر صلاح مىدانيد براى من همسرى انتخاب كنيد . حضرت اشاره به آن مرد - يعنى به دزد شب گذشته - كردند و فرمودند : اگر ميل دارى ، تو را به آن شخص تزويج كنم ، زن به چهرهء مرد خيره شد ، او را پسنديد و نسبت به او اظهار ميل و رغبت كرد . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله عقد آن زن را براى آن مرد بست ، سپس هر دو به منزل آمدند ، دزد در كمال نشاط و شادى داستان خود را براى آن زن تعريف كرد و به او گفت : اگر شب گذشته ثروتت را مىبردم و دامن عفتت را آلوده مىكردم ، علاوه بر اين كه يك شب بيشتر در كنار تو نبودم ، آتش غضب هميشگى حق را ، براى خود برمىافروختم ، ولى در عاقبت كار فكر كردم و بر هجوم هواى نفس صبر و استقامت ورزيدم و در نتيجه براى هميشه به ثروت حلال و زوجهء صالحه و عاقبت خوش