شيخ حسين انصاريان
305
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
حظى است از نعم جامعهء الهيه ، هر يك را حظ و نصيبى است از ثناى حق و شكر نعمت رحمانى و رحيمى واجب مطلق و تا از نشئهء صوريهء دنيويه ، نفس را حظى است و از حيات ملكى نصيبى است ، بساط كثرت به كلى برچيده نشود و حظوظ طبيعت مرتفع نگردد و سالك الى اللّه چنانچه قلب را نبايد به غير حق مشغول كند ، صدر و خيال و ملك طبيعت را نبايد در غير حق صرف كند ، تا توحيد و تقديس را در تمام نشئات قدم راسخ باشد . و اگر جذبهء روحى را در ملك طبيعت نتيجهاى جز تعبد و تواضع براى حق حاصل شود ، از انانيت نفس بقايايى مانده و سير سالك در جوف بيت نفس است ، نه سير الى اللّه و غايت سير اهل اللّه آن است كه طبيعت و ملك بدن را منصبغ به صبغة اللّه كنند و يكى از مراتب و مواطن حديث شريف كه فرمايد از لسان حق تعالى شأنه : أنَا اللّهُ وأنَا الرَّحْمنُ خَلَقْتُ الرَّحِمَ وَشَقَقْتُ لَها إِسْماً مِنْ إسْمي فَمَنْ وَصَلَها وَصَلْتُهُ وَمَنْ قَطَعَها قَطَعْتُهُ « 1 » . منم اللّه و منم رحمان ، خويشاوندى و رحم را من آفريدم و براى او نامى از نام خودم جدا ساختم ، پس هر آن كس كه آن را وصل كند و با خويشاوند بپيوندد ، من نيز او را وصل مىكنم و هر كس آن را ببُرد من هم او را مىبُرم . شايد همين قطع طبيعت كه ام الأرواح است از موطن اصلى باشد و وصلش ارتياض آن و ارجاع آن به موطن عبوديت باشد و فى الحديث : عَنْ أبي عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ : إسْتَوْصَوْا بِعَمَّتِكُمُ النَّخْلَةِ خَيْراً فَإنَّها خُلِقَتْ مِنْ
--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 47 / 211 ، باب 6 ، حديث 54 .