شيخ حسين انصاريان

25

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

به امانت گرفتم جلد آن سالم بود ، مسئلهء خراش روى جلد را حتماً از صاحب آن حلاليت بطلبيد ! ! گرفتارى به خاطر چربى مقدارى گوشت در اكثر سخنرانىهاى مذهبى خود ، پيرمرد سالخورده‌اى را مىديدم كه چهرهء شكسته او نشان دهندهء مسائل بسيار مهمى بود ! يك روز در كنار او نشستم و از او خواهش كردم قسمتى از حقايقى كه در مدت حيات خويش آموخته برايم بازگو كند . پاسخ داد نزديك به صد سال عمر دارم ، شصت سال قبل وجه مختصرى فراهم كردم و به زيارت عتبات مشرف شدم . سه ماه بنا داشتم در نجف اشرف بمانم ، پولم تمام شده بود ، با خود وسايل پينه‌دوزى همراه داشتم ، به مغازه‌دارى در بازار نجف گفتم : اجازه بده در كنار جرز مغازه‌ات مدتى مشغول كسب باشم ، با خوشرويى پذيرفت . چند روزى گذشت ، بين من و صاحب مغازه دوستى گرمى برقرار شد ، روزى از او پرسيدم : نكتهء مهمى كه در مدت عمرت به ياد دارى برايم بگو ، گفت : دوستى داشتم كامل و جامع ، با يكديگر بنا گذاشتيم هر يك زودتر از دنيا رفت ، به خواب ديگرى بيايد و از اوضاع برزخ خبرى بدهد . او زودتر از دنيا رفت . شبى او را به خواب ديدم ، در حالى كه از چهرهء او رنج و ناراحتى مىباريد ، سبب پرسيدم ، گفت : يك بار به قصابى محل رفتم و چند لاشهء گوشت او را با دست ارزيابى كردم ، هيچ قسمتى را نپسنديدم ، بدون اين كه به صاحب مغازه بگويم از چربى گوشت مغازه‌ات به دستم رسيده از مغازه بيرون رفتم . اكنون در برزخ ناراحت آن مقدار چربى منتقل شده به دستم هستم ، از تو