شيخ حسين انصاريان
126
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
تو كه داراى اين همه معبود باطلى ، تو كه در جنب حضرت او اين همه شريك بىجان و با جان گذاشتهاى ، چگونه مىگويى : « أشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلّااللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ » . اگر كسى به حقيقت بخواهد بگويد : « أشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلّااللّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ » . بايد تمام معبودهاى باطل را عملًا نفى كند و از اين جهت به فضاى با عظمت آزادى و استقلال كامل برسد ، به فضاى باز و آزادى كه عقل از شوائب و اسارت نسبت به جادوگرى مكتبهاى ضد خدا و روح از حالات شيطانى و نفس از رذايل اخلاقى و قلب از نفاق و ريا و عمل از گناه و معصيت به تمام معنى آزاد گردند و اين همه با تمام وجود تسليم خداى واحد بىشريك شده و در مدار بندگى حضرت او به گردش آيند . شما روايات وارده در اصول معتبره را به دنبال آيات قرآن مجيد دقت كنيد كه اولياى دين تمام اعمال عبادى بنى اميه و كارگزارانشان و بنىعباس و عمالشان و هر طاغوتى با دستيارانشان را با كمال شدت باطل اعلام كردهاند و عاقبت آنان را عاقبتى شوم و پايان كارشان را جهنم مىدانند ، چرا كه در تشهّد نماز شهادت به حق و وحدانيت و بىشريكى او مىدادند ولى در جنب عبادت و اطاعت و مالكيت حضرت حق ، بنى اميه و بنى عباس و طاغوتهاى گوناگون عبادت و اطاعت مىكرده و براى آنان حق مالكيت بر نفوس و اعراض قائل بودند . در حالى كه حق عبادت و اطاعت و مالكيت انحصارى است و آن هم مخصوص به ذات اقدس احديت و خداوند بدون ضد و ند و بىشريك است . رعايت اين حقوق به طور قطع با اقرار تنهاى زبان ميسر نيست ، تحقق اين حقوق