شيخ حسين انصاريان

12

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

بردن ، خوارى و فرومايگى است و احساس مىكند كه با خدا و همراه او است و همواره به دو نيازمند است ، از اين پس يأس و نوميدى ، او را در اختيار خود نمىگيرد و هيچ غمى او را ناراحت و عبوس نمىسازد ؛ زيرا او خود را در معيّت صاحب امر و يار و ياور و رهايى بخش خويش احساس مىكند و خويشتن را به دو واگذار كرده و مهمان او تلقى مىكند . بنابراين با احساس حضور در پيشگاه خداوند مهربان ، هيچ‌گونه ناله و شكايت و اضطراب و ترس و بيم ، جايى در وجود او براى خود نمىيابد . وقتى راه‌هاى زندگانى انسان دچار تنگنا مىشود و ابواب حيات فراسوى او به بن‌بست مىرسد و پاهاى انسان در طريق تلاش و كنكاش و كاوش از روزى و هزينه زندگانى از كار مىافتد و به ستوه مىآيد ، خداوند متعال در ظل ذكر او گنجينه‌هاى جود و بخشش خود را در برابر وى مىگشايد و به خاطر رفتار نيك وى كه از بركت نورانيت ذكر بدست آمده ، به دو پاداش مىرساند و با نعمت و احسان خويش به او تفضل مىنمايد ، در نتيجه مىفهمد كه هدف‌هاى غير خدايى او قبلًا ناچيز و بىارزش بوده ؛ زيرا در طى ذكر و ياد خدا حلاوت صبر را مىچشد و جمال و زيبايى و خوش آيند بودن توكل خويش را مىبيند و قلبش با محبت روشن مىگردد و نفس او از رضا و امن سرشار مىشود . اگر انسان دنيا را با تمام رنج و زحماتش بر دوش خود بيفكند و در نتيجه ببيند كه سلامت و مقام و منزلت خويش را از دست داده ، سپس به ياد خدا افتد ، مىفهمد كه هيچ مقام و منزلتى جز مقام الهى در ميان نيست و درك مىكند كه در معيّت خداوند متعال براى جاه و مقام انسان پايگاهى وجود ندارد . از طريق ذكر همهء ترس و بيم‌ها از ميان برمى خيزد و همهء ناراحتىها از آدمى دور مىشود ، آن گاه كه فرد به ياد خدا مىافتد قلبش با طمأنينه معمور و آباد گشته