شيخ حسين انصاريان
72
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
خودپسند احمق و نادان و جاهل و نفهم است ، دو متر پارچه بىارزش كه از لعاب دهان كرمى يا بوتهء گياهى ، يا پشم گردهء حيوانى به دست آمده در مقابل عظمت اشياى هستى چيست ؟ كه انسان با پوشيدن آن خود را بپسندد يا از خود راضى شود ، لباسى كه در غسّال خانه از تن بيرون مىكنند و براى اينكه ديگران از پوشيدن آن آلوده نشوند آن را مىسوزانند ! ! ريا : عبارت است از خودنمايى و جلب خشنودى مردم به واسطه آن خودنمايى ، انسان مگر از خود شخصيتى دارد تا خود را بنماياند ، ممكن در برابر واجب قابل حرف نيست ، موجودى كه ابتدايش نطفه و پس از آن مقدارى گوشت و پوست و استخوان و سپس در خانهء قبر جيفهاى بيش نيست ، جاى خودنمايى و جلب خشنودى ديگران برايش وجود ندارد ، تو و ديگران كسى نيستيد كه خود را به يكديگر بنمايانيد و خشنودى يكديگر را جلب كنيد ، مگر مردم كارگردان امور حيات تواند كه براى جلب نظر آنان لباس به تن كنى و خود را با لباس عالم و عابد و زاهد و سردار و قوى و دولتمرد جلوه دهى و دل آنان را به خود مايل نمايى ؟ ! تزيّن : براى كه خود را مىآرايى ؟ براى كه خود را جلوه مىدهى ؟ با لباس براى كه آرايش مىكنى و آراسته مىشوى ؟ اگر براى غير محرم اين كار را مىكنى در حقيقت زمينهء ارتباط نامشروع فراهم مىكنى و اگر نظرى ندارى پس كار بيهوده مىكنى ؛ در هر دو صورت ، وقت و عمر عزيز خود را به آلودگى و بيهودگى صرف مىكنى و از تو انسان صاحب عقل و وجدان و صاحب قلب و روح زمينهسازى گناه و عمل بيهوده بسيار قبيح است . مفاخره : بزرگى به يكديگر فروختن دليل بر آلودگى باطن است ، مگر ما بزرگيم كه به يكديگر بزرگى بفروشيم ؟ ! ما نسبت به عظمت ظاهرى قابل گفتگو نيستيم و نسبت به عظمت معنوى عالم اصلا قابل حرف نيستيم ، اگر هم بزرگى در ما باشد