شيخ حسين انصاريان

73

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

فقط از جنبه معنوى مىتواند باشد ، آن هم عنايت خداست ارتباطى به ما ندارد ، چون هرچه خير است از ناحيه او به ما مىرسد ، ما مالك خير نيستيم ، « بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ » « 1 » . بنابراين جايى براى بزرگى فروشى به يكديگر نداريم و علتى براى مباهات بر يكديگر تا ابد در وجود ما نيست . خيلاء : كبريايى و بزرگى مخصوص ذات مباركى است كه مستجمع جميع صفات كماليه است ، غير او از خود چيزى ندارد كه به آن كبر ورزند و بزرگى نشان دهند ، غير او فقير اويند و اين فقر نسبت به همه آن‌ها ذاتى است و قابل جدايى از آن‌ها نيست . ما سوى اللّه فقر محضند ، تعلق و ربطند ، اثرى از خود ندارند ، اراده و خواسته‌اى براى آنان نيست . هركس گرفتار عجب ، ريا ، تزيّن ، مفاخره و خيلاء شود در حقيقت گرفتار آفات دين شده و با دست خود براى درهم ريختن عالى ترين ساختمان معنوى كه ايمان است وسيله فراهم كرده و اين گناهان باطنى چه خطرات سنگينى است كه اگر بر دوش جان بار شود ، كمر هستى انسان را خم كرده و با اين بارهاى سنگين به جهنم خواهد افتاد ! ! منزّه بودن اهل سلوك از لباس آلوده كمال انسان و زينت او در معنويت و روحانيت و ملكوتى بودن اوست ، انسان با پوشيدن لباس معنى زينت مىشود و با پوشيدن لباس حق آراسته مىگردد ، بزرگى آدمى در لباس زهد و عفت و تقوا و حميت و غيرت و ايمان و سلامت ، صلاحيت

--> ( 1 ) - الكافى : 2 / 518 ، باب من قال لا إله الا اللّه ، حديث 1 .