شيخ حسين انصاريان

94

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

دل نگهدار كه بر شاهد دنيا ننهى * كاين نه يارى است كه او را غم يارى باشد تو كه امروز چو كژدم همه را نيش زنى * مونس قبر تو شك نيست كه مارى باشد كشت ناكرده چرا دانه طمع مىدارى * آب ناداده زمين را چه بهارى باشد اگر آن گنج گران مىطلبى رنجى بر * گل مپندار كه بىزحمت خارى باشد دوّم : ترك توبه و تسويف گويى : توبه خواهم كرد و روزگار در پيش است و ايام دراز است و من جوانم و سال اندك دارم . اين و مانند اين تو را در دنيا رغبت پديد آرد و بر آن حريص گرداند . سوّم : و غم روزى در پيش نهد . گويى : چه خورم و چه پوشم ؟ و تابستان آمد و مرا چيزى نيست و شايد كه عمر دراز بكشد و محتاج شوم . اين و امثال اين تو را در طلب دنيا اندازد ، دل تو مشغول شود و وقت ضايع گردد و غم بىفايدهء بىحاصل روى نمايد ، چنانچه از ابوذر رضى الله عنه روايت است كه گفته است : قَتَلَنى هَمُّ يَوْمٍ لَمْ أَدْرِكْهُ . قِيلَ وَكَيْفَ ذلِكَ يا أَباذَر ! قالَ إِنَّ أَمَلى جاوَزَ أَجَلى « 1 » . غم آن روزى كه به آن نخواهم رسيد مرا بكشت . گفتند : چگونه يا اباذر ؟ گفت : امل من

--> ( 1 ) - اللمع : 186 با مختصرى تفاوت ، قسمت اوّل اين روايت به اين صورت « قتلنى همّ يوم لا أُدرِكُهُ » در مصادر شيعه موجود است : من لا يحضره الفقيه : 2 / 282 ، باب الزاد فى السفر ، حديث 2456 ؛ بحار الأنوار : 75 / 447 ، باب 33 ، حديث 9 .