شيخ حسين انصاريان

57

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

جمال معشوق نموده و به حبّ او دلباخته گرديده ، گاهى اوقات از محبوبش آزار و صدمه مىبيند ، لكن بر اثر حبّ و علاقه زياد ، توجهى به آزار و صدمه پيدا نمىكند ، اين گونه از خود گذشتگىها در برابر غير خدا به انسان دست مىدهد ، چه برسد به اين كه مسئله از ناحيه حضرت حق باشد ! ! بنابراين كسى كه به قدر سر سوزنى فريفتهء جمال مطلق شود ، چنان حالت حيرت و بىخودى به او دست مىدهد كه به كلّى سر از پا نشناخته و هيچ امرى را از جانب معشوق ناگوار احساس نمىكند . اما صورت دوّم ، عاشق احساس درد مىكند و خود را گرفتار مىبيند ، اما به اين درد و گرفتارى خشنود و بلكه راغب بوده و خود را به حكم عقل ، مريد آن مىشمارد ، گرچه با طبع او موافق نباشد . مانند آدمى كه پيش رگ زن مىآيد و از او درخواست مىكند تا او را رگ بزند و يا حجامت كند ، اين آدم در عين اين كه درد را احساس مىكند ، امّا تن به قضا داده و با رغبت تمام از اين عمل استقبال مىكند و با كشيدن آن همه درد از حجامت كننده تشكر هم مىنمايد ! « 1 » اين است حالت رضا كه نتيجهء عشق انسان به خدا است . كلامى از عاشق در باب رضا رضا ، خشنودى است و آن ثمرهء محبّت است و مقتضى عدم انكار است ، چه به ظاهر و چه به باطن و چه در دل و چه در قول و چه در عمل . و اهل ظاهر را مطلوب آن باشد كه خدا از ايشان راضى باشد ، تا از خشم و عقاب او ايمن شوند .

--> ( 1 ) - الحقايق : 318 .